تماس با ما : @iseyyed
خانه / سرگرمی / طنز / اعترافات احمقانه / خاطرات خنده دار جدید

خاطرات خنده دار جدید

خاطرات خنده دار جدید

خاطرات خنده دار جدید

بعد عمری با زید فابریکمون قرار گذاشتیم بریم لب رود خونه (زاینده رود)صفا کنیم////// اقا رفتیم نشستیم کنار ابو// قلیون براه// و گفتیمو خندیدیمو /کلی کیف کردیم/(( راستی اینو بگم که زیدم چادریه) خلاصه یه لحظه دیدم ای خاک تو سرم ((بابام با خالم اینا دارن میان )) تنها کاری که تونسم بکنم سریع گفتم نگار چادرتو بده //چادرشوکشیدم رو سرمو خودمو زدم به خواب روی پای نگار ؟حالا شانس ما اینا هم اومدن نزدیکیای ما نشستن !!!!!!!!!اینا همش به کنار زنگ خوردن گوشیمو بگم که سریع قطعش کردم که دختر خالم گفت چقدر جالب اهنگ زنگ این اقا هه که خوابیده با مهندس مملکت یکیه
اقا خلاصه اون روز حدود 2 ساعت زیر چادر نگار بودم اون طفلیم مجبور شد بگیره بخوابه تا بابام اینا پاشدن رفتن
خلاصه یه روز خیلی با حال همراه با ترس برامون خاطره شد

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

تو خوابگاه نشستيم دوستم رفت مسواك بزنه شيرجه زدم رو گوشيش… ان يكي گفت هي سعيده چته؟ اين ديوونه بازيا چيه؟
گفتم خفه… فرصت ندارم توصيح بدم… فعلا بايد به فكر اذبت مريم باشيم…
ايم خودمو تو اد ليستش پيدا كردم و تغيير دادم به Irancell و سريع سر جام برگشتم…
دهنشو سرويس كردم اين چند روزه… همش اس تيليغاتي مي نويسم ميزنم بهش…
بچه ها وقتي فهميدن داشتن روده هاشونو ميبريدن….

 

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid


رفتم دانشکده امتحان بدم ساعت 9 صبح بعد از این که نیم ساعت پشت در اتاق استاد معتل شدم زنگ زدم به استاد میگم استاد فلانی ام برای امتحان اومدم میگه بی خود کردی اومدی من ساعت 8 منتظرت بودم و خلاصه دعوام کرد و گفت ازم امتحان نمیگیره و گوشی رو روم قطع کرد منم اشک ریزان اومدم خوابگاه هنوز به اتاق نرسیده بودم که استاد به گوشیم زنگ زد که کجایی بیا ازت امتحان بگیرم.
ایا شما هم از این استادا دارید آیا
فک کنم وقتی فارغ التحصیل بشم دیوانه شده باشم از دست اساتید گرامی

 

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


عاغا من یه عمو دارم این بنده خدا ارباب سوتیه….چن وخت پیش یکی از اقواممون مرده بود,یکی از دوساش زنگ زده بود بهش تسلیت بگه:
_احسان جان ایشالا غم آخرت باشه…
_نوکریم داداش,ممنون
_حالا ایشالا برای مجلس ختم خدمت میرسم به محسن آقام (پدر بنده) تسلیت میگم
_قربان شما…حتما تشریف بیارید….ایبشالا مام یه روز برای مجلس خودتون خدمت برسیم!!!!!!!!….
ینی به نظر شما غم اون یارو خیییییییییللی بهش فشار آورده بود….عایا؟؟؟؟؟؟….

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


دوم دبیرستان بودم..یه شعر حفظی هستا:”چون در ان غوغا عراقی را بدید / نام او سر دفتر غوغا نهاد” ما معنیه اینو نفهمیدیم. دوستم از معلم پرسید(معلم ما هم خعلی ادم ضایع ای بود) معلم هم گچ در یک دست و در دست دیگر کتاب با حرکات دورانی اومد مثلا توضیح بده!
-چون در ان غوغا و شلوغی عراقی رو دید…اسم اون رو تو سردفتر غوغا گذاشت…!!!!!!!!!!!
منکه قانع شدم!!!!!!!دوستم که اصلن نتونس خودشو کنترل کنه کتابشو از شوق اتیش زد!روایت داریم یه چن نفری هم ترک تحصیل کردن!!!
معلمه قانع کنه ما داریم عایااااااااااا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! !!!!!!!!

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


تو مدرسه شاگرد باهوشی بودم.کلاس دوم راهنمایی ثلث اول 9 تا تجدید آوردم .از ترس بابام یک تیغ برداشتمو همه نمره ها رو درست کردم .ثلث دوم حسابی خوندم ولی باز 4تاش موند.باز دوباره منو تیغو قبولی…..اما ثلث سوم حسابی خوندمو به نمره بالا قبول شدم.رفتم کارنامه بگیرم مدیرمون گفت باید بابات بیاد بگو یک کارتون شیرینیم بیاره .منم خوشحال رفتم با پدرم بر گشتم.پدرم پرسید معدل پسرم چند شده گفتن 16/5 پدرم گفت سالهای پیش شاگرد اول بود مگه این معدلم شیرنی داره……..مدیر گفت اگه پسر من ثلث اول 9تا تجدید میاورد ثلث دوم میکرد 4تا حالا نباید همه مدرسه رو شیرنی میدادم
چی بگم اخه به این مدیر فضول….

 

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


یه روز حوصلم حســـــــــــــــــــابی سریده بود گفتم بزن با بروبکس بریم بیرون،هیچی دیگه آقا رفتیم بیرون و همینطور که داشتیم می قدمیدیم یهو یه نفر گفت:ببخشید خانوم؟
برگشتم رفتم سمت صدا و گفتم:بله؟
گفت:میخوام برم …. از کدوم سمت برم؟
گفتم:غریبید؟
گفت:بله!
گفتم:از سمت …. برید از هرکی بپرسید از اونجا به بعد بهتون میگه خانوم
یارو با تعجب نگام کرد و دوباره پرسید:جـــــــان؟؟؟؟؟؟؟؟؟� �؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم:ای بابا خانوم از سمت … بید بعد از……..
نذاشت حرفم تموم بشه گفت:یعنی شما واقعا نفهمیدید من پسرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(خب لامصب اون چه موهائیه؟اون چه ابوئیه؟اون چه کلاهیه؟؟؟من از کجا بفهمم تو دختری یا پسر؟؟؟؟؟؟؟؟)
من:-O
دختره/پسره:-(
بروبکس:-)))))))))))))))))
لایک:خب باید میفهمیدی دختره نیست دیگه!
لایک»خب باید میفهمیدی پسره دیگه!
لایک:تو چه خنگی!!!
لایک:نچ نچ نچ نچ
لایک:هرچی تو میگی فقط لایک کن!

 

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


سام علیک بروبچه های خوشجیله 4jok جون!!!خوبید؟بچه ها این اولین پستمه ها دلم میخواد منفجر بشه از لایک!!!باشه؟؟
دیروز رفته بودم کافی نت،میگم:آقا ببخشید آهنگ ایننا رو دارید؟
میگه:کدوما خانوم؟
میگم:ایننا!
میگه:خب کدوما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میگم:آقا اسم خواننده ست!!!!!!!!
تازه دوزاریش صاف شده که آهنگ کیا رو میگم!!!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
من:-O
ایننا:-)))))))))))))))
کافینتیه:-[

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 


پیش دانشگاهی که بودیم یه دوستی داشتیم هی از خانم صادقی شون تعریف می کرد یه روز که داشت خاطره می گفت یهو دیدیم همه ساکت شدن آخه برگشت گفت”خانم صادقی ته ریش گذاشته بود” طفلک اسم مخاطب خاصش صادق بود مثلا داشت رمزی حرف می زد.

 

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid


رفته بوديم عروسي که يکي ازاقوام ک خيلي هم رودربايستي دارم باشون خاست کاري انجام بدم واسش خط چش بکشم!
داشتم کارموميکردم اين خانومه هم واس خودش حرف ميزد خاستم بگم يه لحظه چشتو ببند،گفتم يه لحظه دهنتوببند!
اخه يکي نيس بگه خوحرف نزن ک منم سوتي ندم ديه!
دقت کنين اون خانومه مادرمخاطب خاصه داداشمه،خخخخ!
ايا دخترشونوب ماميدن؟
ايانفهميد اشتباهم لپي بود؟
ايانبايد دهنموميبستم؟
ايااون بايددهنشوميبست؟

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid

 

 

تو شهربازی بودیم بلوتوثمو روشن کردم دیدم یه عالمه شماره اومد.
به یکیشون که اسمشو نوشته بود یاشار اس ام اس دادم: منم دوستت دارم عزیزم
طرف زنگ زد جواب ندادم! اس ام اس داد: تو کدوم یکیشونی؟
فهمیدم منو با یکی دیگه اشتباه گرفته
گفتم همونی که داشتی با چشمات میخوردیش
چندتا سوال پرسید منم از خودش اطلاعات میگرفتم و جوابشو میدادم
مثلا میگفت چندسالته گفتم هنوز یاد نگرفتی سن خانومارو نپرسی. به نظرت چند بهم میخوره گفت 23 گفتم نه 21 سالمه
خلاصه نزدیک یک ساعت پیام میداد منم جوابشو میدادم دیگه آخر شب بود حوصلشو نداشتم گفتم شارژم تموم شد شب بخیر. یدفه دیدم دوتومن شارژ به خطم انتقال داده و نوشته ببخشید اگه کمه عزیزم
شب گذشت فرداش منم سرم شلوغ بود و هزارتا کار داشتم. اینم بدجور پیله کرده بود. هرچی بهش میگم به پیر به پیغمبر من پسرم مگه باور میکنه! حتی باهاش صحبت کردم میگفت نه تو خودش نیستی گوشی رو بده به خودش
گفتم بخدا من خودم داشتم جوابتو میدادم شمارتو از رو بلوتوثت برداشتم
گفت: من کار ندارم اصلا پسر باش. اونی که دیشب با من حرف میزد هرکی هست من دوسش دارم . . .
حالا بیا درستش کن …!!!!

خاطرات خنده دار جدید

khaterat khandehdar jadid