تماس با ما : @iseyyed
خانه / سرگرمی / طنز / اعترافات احمقانه / خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

امـروز سـوار تـاکـسی بـودم
تـو تـاکـسی زنـه بـچـشو بـغـل کـرده بـود…
بـچـش هـی ونـگ مـیـزد،مـامـانـش خـواست سـاکـتـش کـنـه بـه مـن اشـاره کـرد و گـفـت:
نـی نـی رو نـیـگـا ^_^

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh
»»««

اقا خدا شاهده اگه دروغ بگم میرم یدون جی ال ایکس میخرم تو خیابون هی در میارم که همه بفهمن راحت از جیب در میاد
اقا ما داشتیم چت میکردیم یکی بهم پیام داد رفتم عکسشو دیدم خدا نصیبتون نکنه خیلی زشت بود خخخخخخخیییییییلی بیشتر از خیلیا خلاصه منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم اگه عکستو بکشن رو بربری بندازن طرف گوسفند گوسفنده قهر میکنه میره اقا الان 3ماهه افتاده دنبالم میگه عاشق اون صداقتتم بیا و با من دوس شو خوب بگید من چطور این و از خودم دور کنم

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh
»»««

بچه که بودم وقتی قهرمیکردم اعتصاب غذامیکردم چندبارمیگفتن که برم غذابخورم نمیرفتم.امابعضی وقتاپیش خودم میگفتم ی بار دیگه بگن میرم اما دیگه نمیگفتن…
بدحالی بود،بد

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

اغایه قسمت میتی کومان بود که یارو علامت مخصوص حاکم بزرگو پیازم حساب نکرد
و میخواست بزنه پیرمرده رو بکشه که زدن کشتنش !
خیلی با خدا بیامرز حال کردم شادی روح پر فتوحش ۱دقیقه سکوت لطفا

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

چشمم دیگر آب نمی خوره
لامصب رانی ام گرفتم نخورد

به نظرتون ببرمش سینما باهام آشتی میکنه آیا ؟

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

دماغم از این بزرگتر شه اگه دروغ بگم !!!!
امروز روز اول کلاس کامپیوترمون بود اخر کلاس استاد گفت :”۴ قطعه عکس ‘ کپی شناسنامه هاتون جلسه بعد حتمن بیارید …..
دختره با کلی کشو قوس به استاد گفت : “”از همه صفحات باشه دیگه استاااااااااددد؟؟؟”
به همین برکت استاد رفت بیرون بعد رب ساعت کبود برگشت از بس خندیده بود :))
اخه خواهرم!
هموطن!
صفحه ازدواج وطلاق وفوت و کوپن و رای تو به چه درد میخوره واسه ثبت نام؟؟
من که تا خونه یادم میفتاد مث خلا میخندیدم تا ی ساعت پیشم تیکه های کیبردی که گاز زدمو خلال میکردم0-0

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

عاغا ما یه همسایه داریم 70 سالشه.تازه چن روز پیش چهلم زنش بود.
دیروز زنگ خونمون گفته شب به سجاد (خودم هستم) بگین بیاد خونه ی ما.
عاغا ما رفتیم بعد کلی پذیرایی و تجملات و این چیزا دراومده میگه:آغا سجاد ببین تو محل دختر دم بختی که قصد ازدواج داشته باشه کیا هستن؟
منم گفتم اون که حتما ولی واسه کی میخاین؟آغا زاده که ندارین؟پسر دم بختم که دوروبر نیست؟
گفت:مگه کوری؟ پسر جوون دم بخت جلوت نشسته داره باهات صحبت میکنه!!!!!!
منو نمیگی داشتم میمردم از خنده
برداشتم میوه گاز زدم به جای در و دیوار(اخه دندونام حیفه)
واقعا ما با کیا شدیم 75380000 نفر
اون لحضه من :-):-):-):-):-):-):-):-):-):-)o_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_Oo_O
پیرمرده:;-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);-);
دخترای محل::-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$:-$(اخه پیرمرده پولداره)
اخه پیرمرد 70 سالست ما تو محلمون داریم!!!!!؟؟؟؟؟

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

امرو خواهرم فیلم تولد 12 سالگیمو گذاشته بود .. وااایی .. من چرا این شکلی بودم !!!؟؟
یه چیز تو مایه های اورانگوتان مرده یا حتی زامبی ))):
خواهرمم که نگو ، 4 سالش بیشتر نبود ، اینهو موش اینور اونور میرفت …اقا امروز تو تجریش بودم خیلی هم شلوغ بود بعد یه صدای بچرو شنیدم که داشت به مامانش غر میزد
حالا میدونین چی میگفت؟؟؟؟؟؟؟ میگفت اه چقد ادم و هول میدن پس ما مردم کی میخوایم درست شیم وای بر این مردم!!!
من همین جا یه خواهشی از والدین دارم که هر حرفی و جلو بچه نزنن!!!!!پس فردا میبینیم مزاکره هسته ای هم میرنآاا!!!!

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

اقا داشتم رمان میخوندم که یهو به جایی رسیدم که یه پیر مرده گفت شما بشین همین جا منم برم به این حیوون زبون بسته غذا بدم برگردم جالب اینجاس مخاطب پیرمرده تو کتاب یه پسره بود هیچی دیگه منم کتاب و بستم منتظر نشستم بابام میگه به این زودی خسته شدی از کتاب منم با اعتماد به نفس گفتم نه بابا واستادم ای پیر مرده به حیوونش غذا بده برگرده بعدش دیدم بابام با یه حالت تاسف بار منو نگاه کرد سرشو تکون داد تازه فهمیدن چه گندی بالا اومده هیچی دیگه پاشدم رفتم تو افق بقیه کتاب و خوندم
خوب چیه هممون سوتی میدیم دیگه

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

خدا شاهده میرم کرم حلزون میگیرم اگه دروغ بگم امروز صبح خالم اومده داره از خواب بیدارم میکنه هیچی نمیگه فقط از پشت منو قلقک میده منم فک کردم داداشمه یه لگد نثارش کردم یهو دیدم صدای اخ اوخ میاد نگا کردم دیدم خاله ی بیچارم از درد رفته زیر تخت طفلی رو بد جور زده بودم گدم مستقیم رفته تو شیکمش فک کنم روده هاش پیچیده به هم

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

اغا یکی از فامیلامون اومده میگه برو تو حساب یاهو خودم.منم گفتم بامرورگر اصلیم نمیتونم برم حساب خودمو چیکارکنم؟خولاصه از غذا رفتم مرورگر مستهجن رو باز کردم(احیاین گاهی میرم تو سایت هایییی بوووووووووووووق البته انسانه دیگه نگین خودتون حتا اسم این سایتاروهم نشنیدین)خولاصه تا زدم www. یهو نامه اعمالم جلو فامیل بازشد
لایک:فاتحه

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

ی بار هم ما یه غلطی کردیم، گودزیلای برادرمونو (2سالشه)گذاشتیم پشتمون مثه اسب توی خونه میچرخیدیم! تو همین لحظه خواهرمون هم به اتفاق گودزیلاش(6سالشه) از راه رسید.
گودزیلا دومی اومده پیشم میگه بیا بشو خر خودم برات بستنی هم میخرم!!!!
خر بستنی میخوره آیا؟؟!

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

“سر جلسه بودیم ، یکی از خانومایی که مرقب بود اومد بالا سر یکی
از رفیقام اول یه نگاه به عکس روی کارت ، بعد یه نگاه به پسره،
همین طوری داشت نگا نگا میکرد که یهو گفت:
شمارت چنده ؟؟!
پسره با کمال آرامش گفت : …..٠٩٣۶٧٧
یعنی سالن ترکید از خنده!!!

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

ما دیوارای خونمون نازکه،دیروز همسایمون چند تا عطسه زد،داد زدم:عافیت باااااااشه ! بعدش دیدم یه صدا میاد میگه : نووووووکرم داداش !

داداشم امروز رفت بیرون گفت بابا خداحافظ میرم بیرون
بابام گف باشه مواظب خودت باش عزیزم
نیم ساعت بعد من گفتم بابا من میرم بیرون زود برمیگردم
بابام:این چه وضع زندگی کردنه خجالت بکش
دیگه شورشو درآوردی
نیام تو پارک ببینمت که به دخترای مردم متلک میگی
اگه بیلیارد رفتی شب خونه برنگرد همونجا وایسا
نری سیگار بکشی
نری سینما
نری با رفیق بد
من: چشم بابا
حالا دوباره بابا پس نیم ساعته برمیگردی سر راتم یه کیلو سبزی خوردن .1کیلو گوشتو 4کیلو موز هم بیار….نون یادت نره
الووووووووووووووو:
بفرمایید:
مرکز حمایت از بچه های بی سرپرست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««

امروز مامانم گیر داده بو گرفتی بیا برو حموم منم گفتم نمیرم بهم میگه اگه نری با سوسک کش میکشمت.
شما بگین من سوسکم؟نه من سوسکم؟آیا من سوسکم؟
چرا فرار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من برم خودمو معرفی کنم.

»»««
خاطرات خنده دار جدید یک شنبه

khaterat khandehdar jadid yishanbeh

»»««