تماس با ما : @iseyyed
خانه / سرگرمی / طنز / اعترافات احمقانه / خاطرات جدید و خفن 93

خاطرات جدید و خفن 93

facebook_jokkade.ir

تو ستاد انتخاباتیه داییم نشسته بودیم(شورای شهر ) اونجایی که ستاد زده بودیم قبلا رنگ فروشی بود…
یه دختر و پسر جوون اومدن تو ستاد
دختر بِربِر تو چشام داره نیگاه میکنه میگه آقا ! ببخشید رنگ پلاستیک دارید؟
من: بعله؟ نه خانوم اینجا ستاده!!(^ــ^)
دختره هم باهالت ناراحتی به شوهرش نیگاه کرد و رف….

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

کیا یادشونه بچه بودیم نمک میریختیم رو حلزون,حلزونه ابش خشک میشد جمع میشد کوچی میشد ما خرکیف میشدیم

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

 

یک بار نشسته بودم داشتم فوتبال بازی میکردم (آره منم xbox دارم و فوتبال بلدم)بعدش گودزیلامون اومد دستگاه رو خاموش کرد بعد بم گفت:بسته دیگه پاشو برو درس بخون(راستی 3 سالشه و خیلی باهوشه)
گفتم:من درس هام تموم شده.گفت:خب برو مرور کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من:@
گودزیلا(6)
xbox 😀

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

نمیخوام نام ببرم که ریا نشه. یه عمه نامی دارم خیلی میخواد واسمون کلاس بذاره اما بیچاره نمیتونه.در حال درس خوندم بودم میگه عمه ما یکی از همسایه هامون انقدر وضعشون خوبه هر هفته میرن دوبیت!!!
من D:
عمم:)
دوبیتD:
دوبی :O

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

جمعه یه آزمون بود. منم مراقب بودم
آزمون که شروع شد یه پسره تا سؤالارو با پاسخنامه دادم بهش سرشو گذاشت رو پاسخنامه گرفت خوابید.
یه ساعت بعد بلند شد چشاشو مالید کیک و آبمیوشو خورد دوباره خوابید
رفتم بیدارش کردم گفتم پاشو برو بیرون برو خونتون بخواب
گفت نه آخه منتظرم دوستم امتحانش تمام شه باهم بریم
دوستش که پاسخنامشو داد اونم بلند شد باهاش رفت. بهش گفتم خسته نباشی فکر کنم 90 درصد سؤالاتو درست جواب دادی با کمال پررویی گفت مرسی شما هم خسته نباشید.
سازمان سنجش آموزش کشور (((((((((((((((((((((
داوطلبان )))))))))))))))))))))))))))
مراقبان ((((((((
داوطلبان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه این داوطلبه کنکوره که ما داریم

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

آقا من با خوردن آب لیوانی که توش دندون بوده زیاد مشکل ندارم
با خوردن آب مرغ نپخته(که رنگش قرمزه)به جای آب هندونه هم مشکل ندارم
ولی فقط اینو بهم بگین تو کجای جهان آزمایش ادرار رو تو یخچال میذارن بعد تو بیای به جای شربت زعفران ازش بخوری و بعد از خودن چند قلپ تازه بفهمی زعفران نبوده
حالا جالب اینجاست بعد از اینکه فشارم افتاد و … به جای آب قند بهم آب نمک دادن
هههههههههههیییییییییییییی ععععععععععععع
من برم برای بار چهام(گلاب به روتون) بیارم بالا

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

چند شبه اعصابم خرد شده.
زندگیم مختل شده.
ساعت 8 شب که میشه انگار یه چیز مهمی رو از دست داده م
هی سعی میکنم خودم رو به کارهای دیگه مشغول کنم. اما دوباره ذهنم رو درگیر میکنه.
مثل یه فاجعه جهانی شده برام.
شاید درد منو خیلیهای دیگه هم داشته باشن ولی بتونن راحت تر باهاش کنار بیان، ولی من نمی تونم. هیچ جایگزینی براش نمی تونم پیدا کنم.
هیچ کسی هم هیچ کاری نمی تونه بکنه. حتی تو سایتش هم رفتم؛ هیچ توضیحی نداده ند.
من التماس میکنم که
شبکه Persian Toon، دوباره برنامه هاتو پخش کن. دلم واسه باب اسفنجی تنگ شده.

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

ی بار سر کوچه با دوستام بودم ک یکی دیگه از دوستام با ی وانت ک توش ماشین لباسشویی بود اومد ب یکی از بچه ها ک از هممون گنده تر بود گفت بیاد کمک خلاصه این رفیقمون بعد از چند دقیقه اومد پیشمون گفت اینکه تو تبلیغات تلویزیون میگه ماشین لباسشویی ۷ کیلویی خالی بندی این خیلی سنگین بود دیگه شما خودتون حدس بزنید حال مارو همگی مردیم از خنده

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

پسره اس زده : سلام گوشی رو بردار (سامی)
زنگ زده میگم الو؟؟؟؟؟ میگه : الو و زهرمار من که میدونم الآن یه دختر کنارت نشسته گوشیشو داده بهت که مثلا من رو بپرونی پس مثه بچه ی آدم گوشی رو بده بهش…
هیچی دیگه فعلا یه وکیل گرفتم دنبال کارامه میخواد ثابت کنه خط مال خودمه..
اصن یه وضی شده والا به قرعاااااااااان
لایک = مزاحم هم مزاحم های قدیم 😐

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

آقا(چیه منم با سوادم) در این. اییام امتحانات هر کاری میکنم به جز درس خوندن
میرم تو اتاقم دزس بخونم یا:
1-میزم را تمیز میکنم
2-اتاقم را تمیز میکنم
3-کتاب به دست در اتقم راه میرون
4-به دیوار خیره میشوم(این من خیره به دیوار o__o)
ایا من تنها هستم؟
لایک=آره تنهایی. .___.

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

ترم 1 دوره کارشناسی یه همکلاسی دخدر داشتیم که من کلن رفته بودم رو مخش ، اونم اینو فهمیده بود…1روز اتفاقی با هم سوار تاکسی شدیم تا اومدم نشستم تو تاکسی اون پولش رو داد و گفت که 2 نفر حساب کنه…پیاده که شدیم اومدم ازش تشکر کنم حول شد و فرار کرد…
من : دست شما درد نکنه ، شرمنده فرمودین…
اون : من وقت ندارم…
من:-D
اونo_O
کسبه محل:-))))))
آنشرلی با موهای بلوند:-\
و اینگونه تا پایان دوران دانشجویی اثن ی وضی…

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

آقا نه خدایی..واقعنی…جدی دارم میگم….شما هم براتون اتفاق افتاده یهو که خوابین انگار ی چیزی میاد(ی چیز نامرئی و سنگین)روی سینتون میشینه و نفس کشیدنو براتون سخت میکنه؟من هر چی ب دختر عمو های کصافتم میگم بهم میخندن…خیلی ترسناکه..الهی سرشون بیاد
حالا واس شما اتفاق افتاده؟؟؟

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

من یه سگ دارم کاملا سیاهه دوستم میبینتش میگه سلام میمونه عنتره بیریخته زشته سیاه سوخته ی زغاله عسل الهی من قربونت برم
من 😐
سگم 0_o

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

از امتحان برمیگردیم ، بابا مامانمون میپرسن چطور بود ؟
میگیم عالی بود قبول میشم ! میگن لاف نزن راستشو بگو ! 😐
بعدش میگیم افتضاح بود خراب کردم ؛
میگن مسخره بازی درنیار راستشو بگو ! 😐
ما باید به کدوم سازشون برقصیم ؟

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

ساعت 2 نصفه شبه دارم با دوس دخترم اس بازی میکنم…یه دفه بابام از خواب بیدار میشه میگه این کیه که هر شب تا ساعت 2 نصف شب بهش پیام میدی؟..میگم دوس دخترمه…میگه خر خودتی…حالا من دارم از خنده روده مال میشم و هی بابام میگه خفه خون بگیر……(…به افتخار همه باباهای ساده دل

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

آقا من دیروز اومدم کدبانویی خودمو به رخ اعضای خانواده بکشم،آخه معتقدند من هیچوقت خانوم نمیشم.مامانم میخواست ساندویچ مرغ درست کنه که بریم باغ،ازمن خواست گوشت مرغا رو ریش ریش کنم،من تا قبلش ناخن اشاره داشتم اما بعد ازاتمام احساس کردم ناخنم کوتاه شده.خلاصه چاره ای جز پنهان کاری نداشتم.اگه میگفتم مامانم گردنمو میشکست.
خلاصه بعد از خوردن ناهار خدمتشون عرض کردم،لامصب عذاب وجدان نمیذاشت نگم.یهو باران دمپایی کفش و….برسرم نازل شد،الانم تحت تعقیبم.در ضمن با تاکید خواهرم پست گذاشتم وگرنه من همچنان کدبانو و آبرو دارم.افق دربست…
من ّّّّّّّّّ@@ّّ
اعضای خانواده 0_o
وجدان بیدارم**
وزارت بهداشت_ 0_0_0_0_0

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93

با خانواده رفتیم رشت مسافرت. تو چادر بودیم که یهو بارون شدیدی گرفت. آقا ما هم ماشین نداشتیم دربدر دنبال یه سرپناه می گشتیم. اون طرف خیابون یه بانک رو دیدیم که سایه بون داشت. ماهم وسایلا رو جمع کردیم و با خوشحالی به سمت بانک دویدیم. شانس آوردیم جمعه بود و رفت و آمدی هم جلوی بانک نمیشد. با حالتی سرشار از پیروزی، جلوی در بانک زیرانداز انداختیم و همون جا نشستیم به صبحونه خوردن. لباس خیس ها رو هم از در و دیوار و نرده های بانک آویزون کردیم. بعد از صبحونه، یادمون افتاد که پیژامه هامونو عوض نکردیم. مامانم چادرشو گرفت جلوی ما که مردم از خیابون رد میشن نگامون نکنن. آقا ما هم پشت به در بانک شروع کردیم به شلوار عوض کردن. بعدش که تموم شد یهو دیدیم در بانک باز شد و نگهبان بانک اومد گفت: “صبحونه تون رو خوردین از اینجا برین”!!!!!
شما میتونید قیافه ی ما رو تو اون لحظه تصور کنید؟ آیا ؟ ما رو میگی مونده بودیم شرمنده بشیم، تعجب کنیم یا بخندیم. فقط دلمون می خواست خودمونو بکوبیم به دیوار!!!!!!!!!!
ما :-0
نگهبان بانک B-)))
مردم رشت (O _ O)

خاطرات جدید و خفن 93

khaterat jadid or khafan 93