تماس با ما : @iseyyed
خانه / سرگرمی / طنز / اعترافات احمقانه

اعترافات احمقانه

جوک اعتراف میکنم جدید

جوک اعتراف میکنم جدید 

جوک اعتراف میکنم جدید

جوک اعتراف میکنم جدید

*******

اعتراف می کنم

موقعی که بچه بودم،می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم

تا کارتون تموم نشه ^_^

بعدش که میومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم

کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

o_O

*********

بقیه در ادامه مطلب ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اعترافات خنده دار جوک کده ای

اعترافات خنده دار جوک کده ای

اعترافات خنده دار جوک کده ای

اعترافات خنده دار جوک کده ای

*****

اعتراف میکنم 7،8 ساله که بودم فکر میکردم موقع بچگی خانوادگی میرفتیم حموم:-D

منو مامان و بابا و آبجی و دوتا داداشام!

به همه هم اینو میگفتم همه مسخره م میکردن!

*****

بقیه در ادامه مطلب  ادامه ی مطلب رو دنبال کن …

اعترافات خفن ایرانی ها

:?:?:?
اعترافات خفن ایرانی ها

yahoo_face

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول راهنمایی:
تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول دبیرستان :
تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﻣﺠﺮﺩﯼ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﭘﯿﺮﯼ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ؛ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ :
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨوای بکنی….!!!







و……

اینگونه بود که ما ،

هیچ غلطی نتونستیم بکنیم…..!!!!!

???
البته ما در تمام این مراحل، یواشکی غلطهای زیادی کردیم:mrgreen::mrgreen:

اعتراف میکنم یه روز

اعتراف میکنم یه روز

دایی بابام (خدا بیامرز) وقتی ما رو نصیحت می کرد، می گفت:

وقتی پدر مادراتون بهتون یه حرفی می زنند، تو روشون بگین چَشم،

ولی تو دلتون بگین: کشک!

اعترافات جالب و خنده دار اردیبهشت

اعترافات جالب و خنده دار اردیبهشت

images13

اعتراف میکنم تا همین چند سال پیش فکر میکردم از قاشق چای خوری چای میخورن !!!!

 

اعترافات جالب و خنده دار اردیبهشت

Eterafe Jaleb O Khande Dar 94

 

اعتراف میکنم بعضی شبا که گشنه م میشد میرفتم از تو یخچال پنیر خالی می گرفتم می خوردم.
یه بارم چایی خشکو ریختم تو آب سرد بعد خوردمش .
کلا هر شب یه چیز جدید رو امتحان می کردم .
آخرا کارم به خوردن پوست مداد کشیده بود.:ا
من:)))))
پنیر خالی:ا
چای خشک:ا
آب سرد:ا
مداد:ا
پوست مداد:ا
معده من*_*
و بازم من^_^

اعترافات جالب و خنده دار اردیبهشت

Eterafe Jaleb O Khande Dar 94

 

آقا من پشتیبان اینترنت یکی از isp ها هستم (نمیگم کدوم …چیه میترسم خب؟!!!)
اعتراف میکنم بعضی وقتا از دست مشترک ها وسط تماس میزنم رو mute و میخندم . خب بابا تو که نمیتونی مگه زورت کردن انگلیسی بخونی…
ی دو 10 – 12 روز پیش مشترک تماس گرفته میگه سال نو مبارک . یا یکی امروز 15 ام زنگ زده روز مرد به باباتون تبریک میگم . دو ساعت تشکر کردم حالا میگه اگه متاهلین به شوهرتون مبارک باشه

اعترافات جالب و خنده دار اردیبهشت

Eterafe Jaleb O Khande Dar 94

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه ی مطلب رو دنبال کن …