تماس با ما : @iseyyed
خانه / جوک ها / شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

شعر کوتاه از فروغ فرخزاد

رازی درونِ
سینه من می سوخت ؛
میخواستم کـه باتو سُخن گوید ؛
اما صدایم از گره کوته بود ؛
در سایه بوته ؛
هیچ نمی‌روید …

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

دلنوشته های کوتاه از فروغ فرخزاد

 

در آسمان ملول
ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت
ستاره ای می مرد
تو را صدا کردم
تو را صدا کردم

فروغ فرخزاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

شعرهای عاشقانه کوتاه فروغ فرخزاد

 

ان روزها رفتند
ان روزهای خوب
ان روزهای سالم سرشار
ان آسمان های‌ پر از پولک
ان شاخساران پر از گیلاس

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد و شعرهای زیبا

 

از تنم جامه برون آر و بنوش
شهد سوزنده ی لب هایم را

تا بـه کی در عطشی دردآلود
بـه سر آرم همه ی شب هایم را

فروغ فرخزاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

زیباترین شعرهای عاشقانه

 

سکوت چیست…
ای یگانه ترین یار
سکوت چیست به جز حرفهای ناگفته…
من از گفتن می مانم

اما زبان گنجشکان
زبان زندگی
جمله های‌ جاری جشن طبیعت اسـت

فروغ فرخزاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

از دوست داشتن

 امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره میبارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه میکارد

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهشها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتشها

آری آغاز دوست داشتن اسـت

اگرچه پایان راه ناپیداست

من بـه پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پر از قطره های الماس اسـت

انچه از شب بـه جای می ماند

عطر سکر آور گل یاس اسـت

آه بگذار گم شوم در تو

کس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من

بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنیان رویا ها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زندگی چه میخواهم

من تو باشم ‚ تو ‚ پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو بار دیگر تو

آنچه درمن نهفته دریاییست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم

بدوم در میان صحراها

سر بکوبم بـه سنگ کوهستان

تن بکوبم بـه موج دریا ها

بس که لبریزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

بـه سبک سایه تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن اسـت

اگرچه پایان راه نا پیداست

من بـه پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

عاشقانه های‌ فروغ فرخزاد

 

…سفر حجمی در خط زمان
و بـه حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن
حجمی از تصویری آگاه
کـه ز مهمانی یک آینه بر می‌گردد

و بدینسانست
کـه کسی می میرد
و کسی می‌ماند

فروغ فرخزاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

 

ای ز گندمزار‌ها سرشارتر
ای ز زرین شاخه‌ها پر بارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردید‌ها

با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ‚ جز درد خوشبختیم نیست.

فروغ فرخزاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

 

مِی‌ فرومانده بـه جام
سر بـه سجاده نهادن تا کی
او در اینجاست نهان
می‌درخشد در مِی..

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

 

می‌آیم، می‌آیم، می‌آیم
با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک
با چشم هایم : تجربه های‌ غلیظ تاریکی
با بوته ها کـه چیده ام از بیشه های‌ آنسوی دیوار
می‌آیم، می‌آیم، می‌آیم
و آستانه پر از عشق مى شود
و من در آستانه بـه آن ها کـه دوست میدارند
و دختری کـه هنوز آنجا
در آستانه پر عشق ایستاده ؛ سلامی دوباره خواهم داد …

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

 

ناشناسی درون سینه من
پنجه بر چنگ و رود می‌ساید
همره نغمه‌های‌ موزونش
گوئیا بوی عود می آید

آه، باور نمی کنم کـه مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه ان دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد

بیگمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده عشق
مینویسم بروی دفتر خویش
جاودان باشی ای سپیده عشق

فروغ فرخ‌زاد

 

شعرهای زیبا و کوتاه از فروغ فرخزاد

 

حیاط خانه ی ما تنهاست

حیاط خانه ی ما

در انتظار بارش یک ابر ناشناس

خمیازه می‌کشد

وحوض خانه ی ما خالی اسـت