تماس با ما : @iseyyed
خانه / برترینهای جوک کده / سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض

سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض

 

سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض

—————————————————————

باشد ولی نگفتی این حرف آخرت بود

من باخبر نبودم ازآن چه در سرت بود

باور نکردم اما،گفتی مرا ندیدی!

یا من شکسته بودم یا عین باورت بود

یک شب رسیدی از راه دست مرا فشردی

چیزی شبیه خنجر در دست دیگرت بود

در دست های من بود یک عمر دست هایت

دستی که رنگ خون داشت دستی که خنجرت بود

من مثل سایه ای از آیینه ات گذشتم

زخمم زدی نگفتی شاید برادرت بود

از پشت کوهم اما فهمیده ام همین قدر

یا از تو بد نگفتم،یا در برابرت بود

من سوختم تو ماندی باور نکردی از من

خاکستری که دیدی دیدار آخرت بود…

” ناصر فیض “