تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / رمان / رمان عاشقانه راز عمارت پارت 82

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 82

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 82

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 82

 

*******

پارت هشتاد و دوم:

کمی بعد چرخ و فلک شروع به حرکت کرد و کم کم داشتیم می رسیدیم به اوج .

چشمام رو محکم رو هم فشار دادم تا بیرون رو از اون بالا نبینم .
دسته های کیفم تو دستم مچاله شده بود و فکر میکردم هر ان امکان سقوط رو داریم.

راز عمارت
in jokkade.ir

تا این که رو همون نقطه ایستاد و تکون ای ناشی از ایستادن یدفعه ای خورد.
جیغ فرابنفش که نه فکر کنم پرتوی گاما رو هم رد کرده بود ،کشیدم.

زیر لب داشتم صلوات میفرستادم و تند تند می گفتم : خدا غلط کردم .خدا نجاتم بده .
سنگینی نگاهش را روى خودم حس کردم ،ولی ترس نمی ذاشت چشمام رو باز کنم .

راز عمارت
in jokkade.ir

پسر شجاع- آروم باش یکم .چه خبرته؟ …میگم جیغ نکش.
بازم بی توجه داشتم جیغ می کشیدم .
از جایش بلند شد و یه جوری با احساس گفت
– یلدا …آروم باش ..چشات و باز کن یه دقیقه

 

**********