تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / رمان / رمان عاشقانه راز عمارت پارت 103

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 103

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 103

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 103

 

*******

پارت صد و سوم :

تهمینه خانم – بله .به نظرم هر چی که اقای محمدی بگن همون.
عمو- اختیار دارید .به نظرم دختر و پسر خودشون تعیین کنن بهتره.
همه نگاها این بار به سمت مهران و نرگس بود که با نگاهشون داشتن همو قورت می دادند.

راز عمارت
in jokkade.ir

دیدم زشته این جوری. به جای نرگس گفتم: 500 تاسکه .. به نظرم!
پسر شجاع چشماش رو ریز کرد و گفت: نه 400 تا !
انگار اونم زبون مهران شده بود …
نگاه ها از من به پسر شجاع و برعکس می چرخید .

راز عمارت
in jokkade.ir

-چرا 400 تا ؟
پسر شجاع- پس چند تا؟
-600
-600 نه بابا… 300 تمام.
– مگه داریم بازی می کنیم؟ اصلا ما دختر نمیدیم بهتون!
چپ چپ نگام کرد و گفت: اصلا ما هم نیومدیم خواستگاری !

**********