تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / رمان / رمان تخیلی جهش در زمان پارت 95

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 95

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 95

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 95

****

پارت نود و پنجم :

تا این حرفو شنیدم دچار استرس شدم. نگاهمو از پایه ی میز گرفتم و به دستام دادم.
یخ کرده بود و می لرزید. دستامو توی هم گره زدم و به نسترن نگاه کردم.
از این نگاهش متوجه شدم که منتظر جواب منه. چه جوابی بدم؟
بگم آره یا بگم فعلا زوده؟ اما چرا زوده؟ از نظر من خیلی هم دیر کردیم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

از روی صندلی بلند شدم. دستی به ابروهای شلختم کشیدم و با اعتماد به نفس گفتم
-من: پس بریم!
نگاهشون یه جوری شد. از این واکنششون تعجب کردم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

مرکا لیوان دستشو روی دسته ی مبل گذاشت و گفت
-مرکا: جدی می گی؟
-نسترن: بابا دمت گرم!

**********