تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / رمان / رمان تخیلی جهش در زمان پارت 76

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 76

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 76

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 76

****

پارت هفتاد و ششم :

راوی:
نگرانی در چشمان سیاه رنگ نسترن،موج می زد.
پنج روح جادوگر، دستانشان را به سمت سارا بلند کردند و زیر لب جمله ای کوتاه را زمزمه کردند.
همان لحظه ناگهان بدنشان همچون ذره های ریز نور، از هم پاشید.
ذره ها، به آرامی به سمت قلب سارا حرکت کردند.
وقتی وارد قلبش شدند، چشمانش همچون چراغی، درخشید و هیکلش کمی بزرگتر شد.

جهش در زمان
in jokkade.ir

نسترن با دیدن این صحنه ی عجیب، متعجب و حیران شد.
سارا تمام جسمش را در اختیار پنج روح جادوگر، قرار داده بود. نه احساس ترس داشت و نه غمی.

نسترن سارا را صدا زد اما او جوابی نداد.
بعد از لحظه ای کوتاه، چشمان سارا دوباره به حالت قبلی خود بازگشت،
اما جسمش آن قدر ضعیف بود که بیهوش شد

جهش در زمان
in jokkade.ir

**********