تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / رمان / رمان تخیلی جهش در زمان پارت 40

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 40

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 40

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 40

*******

پارت چهلم :

از پله ها پایین اومدم و به نسترن که به چشمام زل زده بود گفتم
-من: از این طرف بیا!
حس خفنی بهم دست داده بود.احساس می کردم خیلی باحالم!سر کوچه ایستادم.
لعنتی!کدوم طرفیه؟اگرم از کسی بپرسیم همه چی ضایع میشه!
-نسترن: بیا توی شهر بچرخیم.شاید شانسی پیداش کردیم!

جهش در زمان
in jokkade.ir

-نسترن: بیا توی شهر بچرخیم.شاید شانسی پیداش کردیم!
گمون نکنم به این راحتی پیدا بشه.به سمت چپم که کلی مردم جمع شده بود اشاره کردم و گفتم
-من: از این طرف شروع می کنیم.
مدت زیادی حرکت کردیم اما پیداش نکردیم.به یه خیابون فوق العاده خلوت رسیدیم.
حتی یه پشه هم توش بال نمی زد.منو نسترن نگاهی بهم انداختیم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

-من: خیلی خطرناکه!نه؟
-نسترن: آره.
یه حسی بهم می گفت اگر این راهو ادامه بدیم به خونه ی دیوید آناجس می رسیم.
این حسمو برای نسترن تعریف کردم.لبخندی زد و گفت
-نسترن: هر چی تو بگی!
پشت این لبخندش کلی ترس پنهان شده بود.

اما هیچی مهم تر از رسیدن به هدف و راحتی نیست.پس ادامه می دیم.
هر از چند گاهی،نگاهی به پشت سرم مینداختم که کسی پشت سرمون نباشه.
نگاهم به جلو بود که یهو صدای نسترن بلند شد.
-نسترن: اون چی بود؟

**********