تماس با ما : @iseyyed
خانه / شعر و داستان / داستان کوتاه / داستان عبرت اموز عروسی

داستان عبرت اموز عروسی

داستان عبرت اموز عروسی

داستان عبرت اموز عروسی

داستان عبرت اموز عروسی

یه کارت عروسی دستم رسید از بس جذب این کارت شدم
گفتم برای شما هم تعریف کنم :
یکی از شخصیتهای مهم دخترش رو عروس میکنه،
بعد توی کارت عروسیش مینویسه که :
بِاسْمه تعالی ؛
” خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ،
شیرین کسی باش که فرهاد تو باشد ” .
دوشیزه فلانی و آقای بهمانی به عقد هم در آمدند!

in  jokkade.ir

بنا داشتیم جشن باشکوهی در نظر بگیریم و شما را هم دعوت کنیم
ولی تصمیم گرفتیم بودجه جشن را بدهیم به یک آقا پسر و دختر خانم دیگری
تا آنها هم ازدواج کنند , بنابراین جشنی نداریم.
این کارت جهت اطلاع بود که بدانید ازدواج انجام شد …
گر چه از دیدارتان محرومیم ولی امیدواریم این عمل خداپسندانه را بپسندید و تأیید کنید.
التماس تفکر!!!

آدمهای بزرگ قامتشان بلند تر نیست؛
خانه شان بزرگ تر نیست؛
ثروتشان هم بیشتر نیست؛
آنها قلبی بزرگ و نگاهی مهربان دارند…