تماس با ما : @iseyyed
خانه / سرگرمی / طنز / اعترافات احمقانه / خاطرات خنده دار یک مرد

خاطرات خنده دار یک مرد

خاطرات خنده دار یک مرد

خاطرات بدیک مردمتاهل:شب جمعه رفتم خونه دیدم زنم داره نمازمیخونه،

وقتی رفت رکوع،

.

.

.

زدم درکونش گفتم:امشب شب جمعه است، خدابه دادت برسه!

بعدرفتم آشپزخونه زنم اونجابود!گفت:اگه مامانم نمازشو خونده بگوشام بیارم!