تماس با ما : @iseyyed

جوک جدید 93

یه مشتری داشتم یه ساعت بیمه بدنه(بعله کارمند بیمه ام) رو واسش توضیح دادم ک بلکه خون ب مغزش برسه بیمه بزنه واین وسط ی پورسانتی هم ب من برسه(یعنی مدیونی اگه فکرکنی واسه پول کارمیکنم)آخر برگشته میگه ما بیمه حضرت ابوافضلیم…یعنی تو اون لحظه دلم میخاست ی جوری بزنمش ک با برفا سال بعد بیاد پایین…گذشت تا چند وقت بعدش اومده میگه خانم تصادف کردم نمیشه یه کاری کنید یه خسارتی بدن ماشینمو درست کنن منم خیلی شیک وبا دست خط خوانا آدرس حرم حضرت ابوالفضلو واسش نوشتم خخخخخخ مریضم خودتونید