سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خنده دار

جوک روز باشگاه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶

جوک روز باشگاه

جوک روز باشگاه

تو باشگاه داشتم لباسمو در میاوردم

یکی رد شد گفت داداش داری اشتباه درمیاری 😆😆

اول کلی بهش خندیدم ولی بعد فهمیدم
شورتمم درآوردم

 

جوک باحال خنده دار

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!

######

جوک باحال خنده دار

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!

######

جوک باحال خنده دار

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

· هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!

######

جوک باحال خنده دار

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

· یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: “کارشناس مسائل یمن”، من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!!

######

جوک باحال خنده دار

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

· واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه2018  تا سکه مهریه به نیت جام جهانی!!

######

جوک باحال خنده دار

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!

######

جوک خنده دار 96

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

 یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

######

جوک باحال 96

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!!

######

جوک باحال خنده دار96

jokkade-jok bahal khandeh dar

######

 

جوک خنده دار جدید 2016

جوک خنده دار جدید 2016

 

ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﺧﺒﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻋﯿﺪﯼ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ :
.
.

ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ، ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﻋﯿﺪﯼ ﺑﺨﻮﺍﻥ??????

.

جوک دولت جدید 2016

.

joke khandehdar jadid 2016

.

یه کنترل داریم تا منو میبینه بدون باطری هم کار میکنه!!

.
.
.
.
.
.
از بس که زدمش!! ?????????

.

.

جوک خنده دار جدید 2016

.

joke khandehdar jadid 2016

 

.

.

قدیما زنگ خونه رو میزدن فرار میکردن

الان تو گروهها دقیقا اینطوریه
طرف بعد مدتها میاد یه پست میزاره فرار میکنه!
بخدا کاری باهات نداریم وایسا تشکر کنیم
بابا وایسا لایکتو ببر

ساعت 3 نصف شب اومدم بالا در یخچالو باز کردم دنبال چیزی میگشتم
بابام سرشو از زیر پتو درآوورد گفت: یه لیوان شیر هم بخور

من که به کل تعجب کرده بودم که چطوره که به فکر منه
پرسیدم چرا؟؟؟
.
.
.
.
.
گفت: تاریخش تا امشبه

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول راهنمایی:
تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول دبیرستان :
تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول راهنمایی: تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول دبیرستان : تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

دکتر علامه می گفت سود توی دو چیزه:
“بخر بفروش
به خر بفروش”

خودروساز ها توی دومی حرف ندارن…..😄😋😜😂;):roll:

یادت میاد ۲ آذر ۱۳۹۴

👬  وقتی کوچیک بودیم…

📺  تلویزیون…

🍛 با شام سبک…

🔆   با پنکه شماره 5…

مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین

  ////////       \\\\\\\\\

         |||||||     \\\\\\\    //////

🏡 اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت.

         😓  یادت میاد؟؟؟

وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم…
می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✈️…

می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم✏️…

           😓 یادت میاد؟؟؟

👪 وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4

       😥    یادت میاد؟؟؟

خاطرات خنده دار مدرسه یادتونه

❌اینو بخونین و اگه لبخندی زدین این لبخندو به دیگرون هم هدیه کن :☺?☺

بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توو حیاط، امروز معلم ندارید‌
یادش بخیر …?

✅یادتونه❗✅
توو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز  ?

✅یادتونه❗✅
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد?

 

بقیه در ادامه مطلب

خاطرات جدید خنده دار و خفن

خاطرات خنده دار 94

 تاحالا به دم سنجاقکا دقت کردین؟!
دقیقا مث سوزن خیاطیه! ینی تهش سوراخه!
.
.
.
منو داداشم تو بچگی هامون کشفش کردیم! ^_^
و در راستای عملی سازیش(!) دمشو مث سوزن نخ میکشیدیم و گره میزدیم!
سر دیگه نخ رو هم میگرفتیم دستمون و تو کوچمون قدم میزدیم!
این بدبخت هم جلوتر از ما پرواز میکرد!  ^_^

.
.
این سگ پاکوتاهایی هم که تو خیابونا می بینینـــــــــا… اینا ورژن جدید همون سنجاقک های من و داداشمــــن +_+         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 همسایمون ماهیچه قلبش ضعیفه 4روز ccu بستری بود خلاصه امروز مرخص شد آوردنش خونه، ماهم خانوادگی رفتیم عیادت.
مامانم پرسید حالتون چطوره؟ بنده خدا گفت خوبم چیز مهمی نیست. مامان خوشگله ی منم گفت خداروشکر بله چیز مهمی نیست یکی از دوستان منم مثل شما ماهیچه قلبش ضعیف بود اولش دکترا گفتن چیز مهمی نیست ولی 5سال بعدش پیوند قلب انجام داد 2سال بعدهم مرد.
هیچی دیگه گند زد تو روحیه بنده خدا…         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 دیروز باتری ساعتم تموم شده بود، حوصله نداشتم ببرم عوضش کنم، هر یه ساعت دستی تنظیمش میکردم!!!:|         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

بقیه در ادامه ی مطلب

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

 

خاطرات خنده دار 94

 یادمه ازوقتی شلوارکردی باباموپوشیدم وهمه مسخره ام کردند تصمیم گرفتم ازکسی تقلید نکنم تااینکه باپست عباس مستقیم دررابطه با اسم پدرومادرش توی مخاطبینش روبه روشدم…خلاصه خوشمزگیم گل کردومنم همینکاروکردم…البته من یه ذره اسمام بدترشد…_…نمیدونم چرا فک کنم خوشمزگیم میوه داده بود…
خلاصه…جونم واستون نگه(مگه ازسرراه پیداش کردم؟)جمعه ننه ام رفته بود خارج منزل بابام هم باگوشی من پرنده هــــــای خــــــشمگین…یوهاهاها…بازی میکرد.که دیدم گوشیم زنگ خورد…
پدرگرام:(…)…کیه این؟
من.درحال تماشای فیلم.:ماما…یاپیغمبر..O_O
پدرگرام:بیشعوراین اسم مامانته؟هاااااااااااااااان؟
منم که بسی اســــــــترسی…کاروقهوه ای کردم
من:به جون خودم تقصیر عباس وجوکاشه…
پدرگرام درحالی مث ببرزخمیه:عبــــــــــــاس کیه؟
من درحال گریه:عباسO_o….عباس کیه؟
پدر:توهمین الان گفتی عباس؟؟؟؟
من:مـــــــن؟؟؟؟…من گفتم طـــــناز…عباس چیه^_^؟
پدر:غلط کردی یامیگی عباس کیه یامیکشمت….زودددددددددد
من.درنقش گربه شرک:همین راهو مـــــستقیــــــم بری به عباس میرسی…=_=
از جمعه تاحالا داداشم گیرداداه میگه منو با طناز آشنا کن…

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 داشتیم خونه ى عموم سریال شمعدونی رو میدیدیم یهو من گفتم چیه این بازیگرا همشون دماغ عملین آدم حالش
بهم میخوره
یهو دیدم پسرعموم که دماغشو عمل کرده زیرچشی نیگام میکنه,بعد  اومدم درستش کنم
توی سکانس بعدی. آتنه فقیه نصیری با یه مانتوی سفید اومد, گفتم رنگ سفید اینقدر خوبه به الاغم میاد بعد یهو
چشم به تیشرت سفید همون پسر عموم افتاد
آخه نامردا چرا سریال در حاشیه رو قطع کردید.         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

سلاااااااااام.
چند ساعت پیش داداشم اینا داشتن از سفر برمیگشتن.منم سر کار بودم.زنگ زده بهم میگه ما تا 1 ساعت دیگه ترمینال هستیم با میشینت بیا دنبالمون.گفتم باشه و تلفن رو قطع کردم.دست کردم توی جیبم سوئیچ رو در بیارم دیدم نیست (0!O)   
عاقا رفتم سر کمدم دیدم اونجام نیست.همکارم اومد گفت چی شده ماجرا رو واسش گفتم دو تایی افتادیم به جونه اتاقم عاقا نبود که نبود.
یهو زدم زیر خنده:)) همکارم گفت چی شده گفتم من اصلا ماشین ندارم :)) عصبی شد.دوباره زدم زیره خنده گفت چیه دیگه گفتم من اصلا داداش ندارم:))) میخواست خفم کنه یادم افتاد من اصلا همکارم:)) یکم به خودم اومدم دیدم من اصلا بیکارم کار ندارم :)))
خو چی کار کنم تحریم ها فشار میاره:))
دیوونه هم خودتی؛)         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 

بقیه در ادامه ی مطلب


برچسب ها