سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

جالب

دوستیابی

رمان خفن ۱۸ مهر ۱۳۹۷

رمان خفن

رمان خفن

رمان خفن

  عروسی دختر همسایمون –صاحبخونه– بود و مردونه رو انداخته بودن خونه ی ما (طبقه بالا)

و قرار شد من توی اتاق خواب بمونم تا مردها ناهارشونو بخورن و برن.

من تو اتاق خودمو با کامپیوتر سرگرم  کردم. مهمونا کم کم وارد میشدن و من صداشونو میشنیدم…

همینطور اضافه میشدن … قرار بود ۲۵ نفر باشن اما نزدیک ۱۰۰ تا بودن!

یا خدا! منم قفل در اتاقم خراب بود و هر لحظه میترسیدم که یکی بپره تو اتاق!

وای!!از ترسم رفتم یه متکا انداختم پشت در که هرکی مثلاً خواست وارد اتاق شه ، تلاشش بیهوده باشه!

هیچی! اومدم با استرس پشت کامپیوتر نشستم و اصلا نفمهیدم چیکار میکنم!

همینجوری مشغول بودم که از تو پذیرایی صدای چندتا پسر بچه ی تخس رو شنیدم…

رمان خفن +18 جوک کده

استیو جابز میگه

اگه بى هدف از خواب بیدار شدید، برگردید برید بخوابید!

آخه آدم انقدر فهمیده؟

#####

 

???

 

تو کز محنت دیگران بی غمی
پیامی بذار تا نگن شلغمی

سعدی مدیر شده
داره بچه های گروه رو نصیحت میکنه که
چرا ساکتند???

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

شوهر چگونه موجودی است؟

شوهر فعلا موجود نیست

بیخود دلتونو صابون نزنید

یه دونه پیرمرد ته انبار مونده

فاکتور کنم؟

??

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

 

یه روز تو تاکسی نشسته بودم یه دختره هم کنارم نشسته بود از یه خیابون رد میشدیم که پمپ گاز داشت

راننده تو آینه نیگا کرد و گفت خانوم، آقا

اجازه میدین خلوته یه گاز بزنم
من گفتم مشکلی ندارم و دوتایی به دختره نیگا کردیم
جواب داد نه تورو خدا من نامزد دارم ردش میمونه
من?
راننده??
مخزن خالی گاز

???

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

اومدم خونه دیدم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار روش نوشته +18 اونم با دست خط بابام
همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال کردم دیدم میرسه توآشپزخونه
آخرین برگ روش نوشته بود

”خاک بر سرت.باید اینجوری توجهتو جلب کنم؟ آشغالا رو بزار دم در

 

??

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

‏چرا میلیاردر و میلیونر داریم ولی هزارِر نداریم؟

اینجا هم در حق ما معمولیا اجحاف شده

 

???

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

تحقیقات نشان داده
جمله ی : 5 دقیقه دیگه آماده ام، که خانمها میگن
با جمله ی

پنج دقیقه ی دیگه خونه ام، که آقایون میگن
به یک معناست

 

??

 

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

 

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺭﺿﺎﺯﺍﺩﻩ ﻭﺍﺳﺶ ﺳﺎﭘﻮﺭﺗﻪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺘﺎﺳﻮﺱ ﺯﺩﻩ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻧﺎﺯﮐﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻏﺮﻩ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﮑﻨﻢ

ﯾﻨﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺏ ﻧﻔﺲ ﺍﯾﻨﻮ ﭘﺸﮕﻞ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺍﻻﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﺮک ﺑﻮﺩ

 

????

 

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

‏از تفریحات مامانم اینه

بیاد تو اتاق درو یهو باز کنه بره و درو باز بذاره?

 

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

 

‏ عشقم الان چی تنته؟
کمربند انتحاری

.

.

.

.

.

 

عاشقانه های داعشی

 

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

دیشب بابام اومد پیشم میخواست بگه دخترم با من صادق باش

گفت دخترم با صادق باش ?

منم فکر کردم بابام روشن فکر شده
گفتم نه بابا الان با یه پسر دیگم
به هیچ عنوان بهش خیانت نمیکنم
اینجا بیمارستان خاتم الانبیا
بخش شکستگی?

اى لاویو پدر?

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

جوک خنده دار و باحال سری دو

یه شوهرم نداریم وقتی دلمون گرفته یه دهن آواز بخونه واسمون سقف ترک برداره

همسایه‌ها بیان شکایت! بعدش دعوا بشه، کتک‌کاری تا توی کوچه ادامه پیدا کنه

از کلانتری بیان ببرنش یه شبم آب‌خنک بخوره

مام زنگ بزنیم به دوستامون بیان همه دور هم باشیم بلکه دلمون وا شه?

 

○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○ ○

 

آبادانیه رو میبرن بهشت.دمِ درِ بهشت که میرسه میگه:

اووووووووووف…

میگن چی شد؟؟؟

میگه وووووووولک…!!!

میگن چته؟؟؟

میگه اوووووووووه!!!

میگن زهرمار،خو چه مرگته؟؟؟

میگه این که آبودانِ خودمونه که??
♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦
دارم به بچه همسایمون ریاضی یاد میدم ، میگم

شاهین جان اگه تو 10 تا لواشک داشته باشی ، سه تاش رو به مهشید بدی و 4 تاش رو به سارا ، حالا چی داری ؟
نگاه میکنه تو چشام و میگه

خوب معلومه دوتا دوست دختر جدید
یعنی بچه نیستن ، راه زنن ??

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

پست یک شیرازی

اینجا شیرازه
ساعت 12 شبه
لحظات سختی را سپری می کنم
دو ساعته میخام بخوابم لا مصب هرچی بالشتو دمپاییو پرت می کنم به کلید برق نمی خوره که ای لامپو خاموش شه

واسم فقط همین گوشیو مونده،، این آخرین سلاحمه
واسم دعا کنید اگر این یکیو هم به هدف نخوره باید خودوم بلند بشم، چراغو رو خاموش کنم

 

????

جوک ورزشی ۱۵ مهر ۱۳۹۷

جوک ورزشی

جوک ورزشی

                   جوک ورزشی

*******

سـوتی هـای گـزارشـگرای فـوتبـال :

– کـسی که لـیزر انـداخـته قـطعا تو استـادیـومه…

– یه ســانتر بی هــدف…و تــوووی دروازه

– ایـگوایـن حمـله میـکنه البـته کـاکـا هسـتش چـون ایـگوایـن 20 دقــیقه پیش تعـویض شد (o_O)

– مسی خـیلی بهــتر از رونــالدو هســتش؛ البـته انصـافا رونــالدو هم چـیزی از مـسی کم نـداره

(اینجـا بایـد بگم مسـی واقعـا بـازیکن بزرگـیه؛ امـا کریس ســلطان فوتباله…فهـمیدین مـن رئــالیــم یا بیشـتر توضـیح بـدم؟؟؟)

– نقــطه پنــالتی رو می بیـنم که درون محــوطه جــریمه قــرار داره

– دوربیـن داره سـاق پـای بـازیکنا رو نشـون میــده…خسـتگی رو میشــه از ساق پـای بـازیکنا دید…

اینــجا دیـگه قـایــق سهــراب هم کـار ساز نیسـت به قــول فـردوسـی پـور دلـم میخــواد سـرمو بکــوبم به میـز… (^__*)

تبریک روز دامپزشکی

تبریک روز دامپزشکی

                    تبریک روز دامپزشکی

 

به مناسبت روز دامپزشکی، در این خصوص پیامک هایی رو برای شما دوستان عزیز آماده کردیم.

 

درباره روز دامپزشکی

در سال ۱۳۶۹ خورشیدی به دنبال تلاش برای اختصاص روزی به نام روز دامپزشکی،

دکتر حسن تاج بخش روز ۱۴ مهر را به یاد (گوش روز) که در ایران باستان روز مبارکی بوده پیشنهاد کردند که مورد موافقت همه قرار گرفته و تأیید شد.

در ایران باستان به روز 14 هر ماه گوش روز می‌گفتند که این نام برگرفته از نام فرشته‌ای به نام گائوش (فرشته‌ی نگهدار چهارپایان و جانوران سودمند) است.

 

دامپزشکی صرفا به معنای درمان یک بیماری در دام نیست،

بلکه این رشته نقش موثری در بهداشت عمومی و ارتقای سلامت جامعه دارد و

با فقدان دامپزشکی، بدون شک بخشی از سلامت جامعه به خطر خواهد افتاد.روز دامپزشکی

 

تبریک روز دامپزشکی

 

دامپزشکی: ارتقاء سلامت، ایثار، مسئولیت، فداکاری، بهداشت و سلامت جامعه،

روز ملی دامپزشک مبارک باد

************

شما با یک تکه پلاستیک سر و کار ندارید.شما با حیواناتی سر و کار دارید که سیستم اعصاب مرکزی دارند و درد و رنج را حس می​کنند.

(نیس سوانسون)

روز دامپزشکی مبارک

************

دامپزشکی برای سلامت، غذا و زمین، روز ملی دامپزشک گرامی باد

************

چو حیوان از شفا سرمست گردد/ طبیب از فرط شادی مست گردد

خدا شفی و این خود افتخاری ست/ که دستی با خدا همدست گردد

روز دامپزشکی گرامی باد

************

دامپزشکان: سربازان بی سنگر، افتخار و غرور، متعهد و مظلوم،

روز ملی دامپزشکی بر شما مبارک باد

************

تا همتت ای دامپزشک باقیست ، دستان تو نعمتی الهیست

روز دامپزشک مبارک

************

باید دامپزشکان نیز مانند پرستاران ، معلمان و پاسداران ستایش می شدند ،

این عالمان نجیب ، خدوم ، بی ادعا و گمنام برای حراست از سلامت جامعه در صف اول مبارزه با بیماری های مشترک بین انسان و حیوان هستند

چرا که خطر ابتلا به بیماری های هولناکی مانند هاری ، جنون گاوی ، آنفولانزای پرندگان و … را برای حفظ سلامت هموطنانشان به جان می خرند

************

فلک ز دستانت ای دامپزشک کین موحبت ز عالم بالا رسیده است

************

روز دامپزشک  رو به همه مهربونا که برای کم کردن درد ما تلاش می کنن تبریک میگیم:

میو میو               هاپ هاپ

************

کسی که برای التیام درد انسان ها می کوشد مهربان است

و کسی که برای درد حیوانات دل می سوزاند مهربان ترین انسان هاست.

روز ملی دامپزشک بر فعالان این عرصه مبارک باد

************

دامپزشکی: تواضع و اخلاص و روحیه خاص.

روزتان مبارک.

************

امروز روز کسانی است که حقیقت را در چشمان موجوداتی می بینند که زبان به دروغ و ریا نمی گشایند.
۱۴ مهر روز ملی دامپزشکی بر شما همکار گرامی و فرزانه مبارک

************

۱۴ مهر روز دامپزشکی رو به همه دامپزشکان و استادان و دانشجویان عزیز و مخصوصا دانشجویان دامپزشکی جدید دانشگاه ها تبریک می گم.

************

 

 

چیستان جدید ۱۵ مهر ۱۳۹۷

چیستان جدید

چیستان جدید

چیستان جدید

*************

چیستان جدید

دوستان عزیز، امروز میخام براتون چندتا چیستان بذارم.

هرکی جواب هارو میدونه زیر این پست کامنت کنه.

میخام ببینم خواننده هامون هوششون چقدره😉  جواب هارو فردا میذارم.

خب آماده این؟

 

۱. اون کیه که خودش لخت و بی لباس جلومون می گرده

ولی برا هممون لباس میدوزه؟

اگه گفتین کیه؟!

 

۲. تا ساعت ۶ چند دقیقه باقی مونده.

اگه ۵۰ دقیقه قبل، ۴برابرِ همین مقدار از ساعت ۳ گذشته باشه،

الان ساعت چنده؟

باهوشا بگن.

 

۳. عجایب صنعتی دیدم در این دشت 

بلور از آسمان افتاد و نشکست!

 

۴. نام جانوری که اگر حرف اول آنرا برداریم

در بدن ما فراوان یافت می شود!

 

۵. کی میتونه بفهمه جمله زیر چیه؟

شهریورشدخردادزد

 

۶. واحد اندازه گیری که برعکسش جانوری خطرناک است!

 

۷.کدومتون می تونید جمله زیر رو بخونید؟

منعمنکمکنکهمنکبکگلیگمکردهام

 

۸. اون چیه که همه بلندشو دوست دارن؟

مخصوصا خانوما!

راهنمایی: حرف اخرش ر 😁

 

خب فک کنم برای امروز کافیه. ببینم کامنتا چقدره.

اگه بچه های خوبی باشین فردا علاوه بر جواب ها، دوباره براتون چیستان میذارم.

منتظر جواباتون هستم.

رطب خورده منع رطب چون کند؟

رطب خورده منع رطب چون کند؟

رطب خورده منع رطب چون کند؟

 

می گویند در زمان حضرت رسول (ص) مادری همراه کودک خردسالش پیش آن حضرت آمد و گفت:

“یا رسوال الله ! من از دست این بچه عاجز شده ام.

این بچه خرما را زیاد دوست دارد و زیاد میخورد و حالا هم حالش خوب نیست و بیمار است.

طبیب هم گفته که خرما برایش خوب نیست ولی حرف مرا نمی شنود و هرچه سفارش میکنم که خرما نخورد باز هم گوش نمی دهد.

چون فرمایش شما اثر دارد او را به خدمتتان آوردم تا بفرمائید رطب نخورد.”

پیغمبر فرمودند :

“بسیار خوب! شما امروز بروید و فردا دوباره کودک را بیاورید تا او را نصیحت کنم”

مادر بچه اش را برد و فردایش آورد.

رطب خورده منع رطب چون کند؟

پیامبر اکرم(ص) با زبان خوش به او فرمود که از خوردن خرما(رطب) پرهیز کند تا بیماری اش خوب شود

و وقتی خوب شد آنوقت هرچقدر خرما خواست بخورد!

کودک قبول کرد و گفت:

“تا حالا نگفته بودند که چرا نباید خرما بخورم،

اگر درست به من می فهماندند که در این حالت خرما برایم ضرر دارد گوش می کردم و نمی خوردم

ولی مادرم می خواست با داد و فریاد و نفرین و بد و بیراه مرا از خرما خوردن باز دارد،

من هم خرما میخواستم و به توپ و تشر او اهمیت نمی دادم.

همه ی بچه ها می خواهند خوب باشند ولی می خواهند دلیل هرچیزی را بفهمند.”

پیغمبر کودک را نوازش فرمود و وقتی حرفها تمام شد مادرش از حضرت تشکر بسیار کرد و پرسید:

“یا رسول الله! وقتی کار به این آسانی بوده است آیا ممکن است بفرمایید چرا دیروز اورا نصیحت نفرمودید؟

مگر دیروز چه اشکالی داشت که فرمودید امروز بروید و فردا بیائید؟

اگر دیروز نصیحت فرموده بودید دیگر نیازی نبود این راه دور را من دوباره بیایم و حضورتان شرفیاب شوم.”

حضرت فرمود:

“دیروز با امروز از لحاظ ظاهری فرقی نداشته و هردو روز، روز خداست.

علت اینکه من به شما گفتم امروز بچه را ببرید و فردا او را بیاورید این بود:

روزی دیگران را از خوردن خرما منع کنم که خودم خرما نخورده باشم.

حرف هرکس وقتی موثر است که خود گوینده به آنچه می گوید عمل کند.”

منبع: کتاب داستانهای شیرین ایرانی نوشته اسمعیل شاهرودی

شعر ناگفته-نام گمشده

شعر ناگفته-نام گمشده

                  شعر ناگفته-نام گمشده

شعر ناگفته

 

نه

کاری به کار عشق ندارم!

من هیچ چیز و هیچ کس را

                                 دیگر

                                    در این زمانه دوست ندارم

 

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

                                       یک روز

                                          خوشحال و بی ملال ببیند

 

زیرا

هرچیز و هرکسی را

                          که دوستر بداری

حتی اگر که یک نخ سیگار

                          یا زهرمار باشد

از تو دریغ می کند …

 

پس

من با همه وجودم

                     خود را زدم به مردن

تا روزگار، دیگر

                    کاری به من نداشته باشد

این شعر تازه را هم

                    ناگفته می گذارم …

 

گفتم که

          کاری به کار عشق ندارم!

 

 

نام گمشده

 

دلم را ورق می زنم

به دنبال نامی که گم شد

در اوراق زرد و پراکنده این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من …

-منِ شعرهایم که من هست و من نیست-

به دنبال نامی که تو …

-توی آشنا- ناشناس تمام غزلها-

به دنبال نامی که او …

به دنبال اویی که کو؟

 

قیصر امین پور

ضرب المثل استخوان لای زخم

ضرب المثل استخوان لای زخم

               ضرب المثل استخوان لای زخم

 

یک روز قصابی وقتی داشت با ساطور گوسفندی را شقه میکرد یک استخوان ریزه از دم ساطور پرید و به چشمش رفت و درد گرفت.

قصاب دست روی چشمش گذاشت و فوراً دوید و خودش را به مطب پزشکی رساند.

چشم پزشک، چشم قصاب را معاینه کرد و فهمید که یک ریزه استخوان در آن است

ولی استخوان را درنیاورد و چشم قصاب را دوا زد و آنرا بست و گفت:

چیزی نیست خوب می شود، فردا هم بیایید تا آنرا دوباره معاینه کنم و ببینم.

فردا چشم قصاب بدتر شد و دردش شدیدتر گردید

ولی باز هم پزشک قدری دوا در آن ریخت و از مایع مخصوص چند قطره ای به چشمش چکانید و گفت:

نگران نباشید خوب می شود. چشم عضو حساسی است و باید تا چندروز مرتبا در آن این قطره را بچکانیم تا خوب شود.

طبیب طماع هرروز پول دوا و درمان را می گرفت و استخوان ریزه را از چشم او بیرون نمی آورد

و قصاب هم هرروز نیم من گوشت مغز ران برای طبیب بی انصاف هدیه می برد!

ضرب المثل استخوان لای زخم

این بود تا یک روز که قصاب به طبیب مراجعه کرد و از درد چشم می نالید.

طبیب در مطب نبود.

پسر بزرگش که چشم پزشک خوبی بود بجای پدرش نشسته بود و بیماران را معاینه می کرد.

تا استخوان ریزه را در چشم قصاب دید فوراً آنرا با انبرک و پنس ظریفی از چشمش درآورد

زخم چشم را دوا زد و درد آن هم ساکت شد و گفت:

از امروز چشمتان بهتر می شود اگر بازهم درد داشت یک بار دیگر بیایید تا ببینم

ولی اگر فردا بهتر بود احتیاجی به آمدن نیست از همین دوا تا چندروز هرروز سه چهار قطره به چشمتات بریزید خوب می شود.

قصاب رفت و طبیب جوان خوشحال بود که چشم بیمار را علاج کرده

وقتی پدرش آمد پرسید: کسی نیامد؟

پسر گفت: چرا، آن قصاب آمد و چشمش را دوا زدم و رفت.

ضرب المثل استخوان لای زخم

چندروز گذشت و دیگر از قصاب خبری نشد.

پزشک از پسرش پرسید: با چشم قصاب چه کار کردی که دیگر پیدایش نیست؟

پسر گفت: پدر جان بنظرم چشمش خوب شده. چونکه آنروز با ذره بین من دیدم که یک استخوان خیلی ریز در چشمش باقی مانده،

آنرا درآوردم و دردش ساکت شد و رفت.

لابد دیگر چشمش درد نمیکند،چطور شما آن استخوان ریزه ی داخل چشم اورا ندیده بودید؟!

چشم پزشک گفت: پسرک ساده! چرا دیده بودم ولی تو آن نیم من گوشت خالص هرروز را که می آرود ندیده بودی؟!

من آن استخوان را لای زخم باقی گذاشتم که تا چندروز دیگر هم گوشت ما مفت و مجانی برسد!

واقعا که بعضی از  اطبا این چنینید!

و بجای تلاش در بهبودی مریض تا بتوانند او را نی دوشند و برایش خرج تراشی می کنند!

منبع: کتاب داستانهای شیرین ایرانی نوشته اسمعیل شاهرودی

جوک روز امار اشتغال در ایران

جوک روز امار اشتغال در ایران

              جوک روز امار اشتغال در ایران

آمار اشتغال تو ایران اینجوری بالا میره
-چکاره ای؟
+بیکارم
-مگه میشه، اصلاً بابات چیکاره اس؟
+بقالی داره
-خب بابات وقتی میره حموم مغازه شو میبنده
+نه من میرم اونجا
-پس چرا میگی بیکارم؟وقتی اون بره حموم تو هم دستشویی بری چی؟
+داداشم وامیسه دم دُکون
-داداششم شاغل بزن…
600هزار شغل سالانه…

جوک روز امار اشتغال در ایران

jok rooz eshteghal in iran

مادربزرگم دیگه چند مرحله از تعارف کردنای معمولی رد شده

دورهم بودیم یهو یه موز پرت کرد طرفم گفت بخورش…

جوک روز مادربزرگ

jok rooz eshteghal in iran

اگه امروزت با دیروزت فرقی نداشت

خوش بحالت حداقل بدبختی جدیدی نداشتی

جوک روز 96

jok rooz eshteghal in iran

 

تپلاسیون ۸ تیر ۱۳۹۵

تپلاسیون

تپلاسیون چیست؟!

به اپیلاسیون تپلی قشنگ شما تپلاسیون میگویند!

تا آموزش زبان بعدی بابای !!!


برچسب ها