سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

اعترافات ته خنده ایرانی

اعترافات ته خنده ایرانی ۱۰ شهریور ۱۳۹۳

اعترافات ته خنده ایرانی

اعترافات ته خنده ایرانی

یادش بخیر
وقتی تو کلاس بیکار میشدم یا واس اینکه چرتم بپره رو مقنعه دوستم نقاشی میکردم…
خخخخخخخخخ
هر هر هر هر
ها ها ها ها
هه هه هه هه
خووو چیکار کنم واسم دفتر نقاشی نمی خریدن خووو
:(((
استعدادم توو لوزوالمعدتون…

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

یه هفتس دارم تلاش می کنم با مخاطب خاصم دعوا کنم شاید کادو روز مرد ندم باورتون نمی شه چقدر این پسر صبور شده!!
اصلا هیچی بهش بر نمی خوره داد فوحش کتک اصلا هیچی
به دادم برسید من پول نداررررررررررررم

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

وقتی13سالم بو،یبا برا اولین بار باپسرعموم موتور روندم.
تومحل و کنادریارو همشو مث بچه ادم رفتم بدون هیچ مشکلی.. اومدم اومدم درست تو حیاطمون شتلق خوردم زمین آسفالت شدما یعنی.
سرعتمم زیااااد.فکم همچین خور زمین ک چونم ترکید.هنوزم ک هنوزه ردش روچونم یادگاری مونده.
یعنی موتور روندنم تو حلقتون.. الا ازون موقع 4سال گذشه.. پیرشدیم رف!هی زمونه

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

خدا نیامرزدد کسی را که وقتی ما رفتیم مهمونی و دهنمون پره همون موقع حال و احوال کنه و از کار و زندگی بخواد بپرسه… عزیزه من خب نمیشه با دهنه پر حرف زد… خب مثه بچه ی آدم بگو وقتی میای خونه ی ما چیزی نخور چرا عذاب میدی؟
توجه کردین؟ گفتم خدا نیامرزه اینجور افرادو حالا دیگه حساب کاره خودتونو بکنین…

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

با يكي از معلمامون داشتم تلفني حرف ميزدم بعد اخر حرفام خواستم بگم مرسي ممنون گفتم خرسي ممنون!!!!!!!!
از اون موقع به بعد ديگه جوابمو نداد!!!!! چراااااااااا واقا؟؟؟؟

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

سر جلسه امتحان نهایی نیشسته بودیم اون آغایی هست که برا چک کردنه؛ که ببینه کسی جای یکی دیگه نیومده باشه همطو داشت به لیست و بچه ها نیگا میکرد که اومد و رسید به من عکس منو تو لیستش نشونم داد گفت خودتی؟؟ منم گفتم پ نه پ عکس مادربزرگمه!!!!:دی
آغاهه هم که جنبه شوخی نداشت گفت پاشو بر بیرون…….
منم بلند شدم بهش گفتم ببین منو از امتحان محروم میکنی؟ من عمرم رو باختم برو از خدا بترس….:دی (چمیدونم همین حرفایی که بچه های 4جوک میزنن تو فانتزیاشون)( نمیدونید چقد حال داد انگار دنیا رو بهم داده باشن)
آغاهه هم نامردی نکرد خیلی شیک و مجلسی گفت گمشو بیرون محروم از امتحان پاسخ نامه هم رو ازم گرفت نامرد
منم که از این کار خودم نادم شدم هرچی حرکت از دبستان تا پیش دانشگاهی حتی چند تا حرکت واسه دانشگاه که آماده کرده بودم رو پیاده کردم(انواع حرکات پاچه خواری) مگه حالا از خر شیطون میومد پایین کثافت!!
هیچی دیگه با هزار زحمت و لابه و……. راضی شد که بمونم امتحان بدم…!!!!!

خب دوستی از اون ته سوال کردن که اگه راست میگی چرا کلت رو به دیوار نکوبوندی؟؟؟؟ باید عارض بشم که بنده ترسیدم اگه کلم رو بکوبم به دیوار اون آغاهه دیگه خیلی متاثر بشه و بره خودکشی کنه بعله

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

بقال سر کوچمون داشت جنس خالی میکرد تو مغازش اومدم بهش بگم خسته نباشی هل شدم گفتم:خسته نشی؟؟؟؟؟
یعنی ادم زیر اب قلیون بکشه اینجوری ضایع نشه!؟!

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

بچه که بودیم واسه اینکه حرص یکی رو در بیاریم بهش میگفتیم خوشگل درخت نارگیل ، طرفم فکر میکرد بهش گفتیم خوشگل کلی ذوق مرگ میشد ، تا بفهمه چی شنیده با دوتا پای اضافه صحنه جرم رو ترک میکردیم و الفراااااااااار … D:
آخی ……… یاد بچگی بخیر (:

 

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

معلم فیزیکم برای درس ذره بین ها گفته بئد وسظ یه صفحه رو سوراخ کنیم صفحه رو به چشم نزدیک و دور کنیم…خلاصه جلسه بعد اومد پرسید بهتون گفتم وسط صفحه رو سوراخ کنید؟ همه گفتن نه من گفتم آره آره…معلمه اشاره کرد به من خوشحال بود یادمه منم گفتم سوراخشو یادمه…کل کلاس رفت رو هوا…
من حرف بدی زدم عایا؟؟؟منفی گرفتم…

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

عاغا این تبلیغ کرم حلزون هس?؟بگین خب!
ذات خبیثم بم گف حالشونوبگیرماهم ک لوتی صفت!!!گفتیم چشم دادا! هماهنگ کردیم ب اتفاق 5تااز2ستان ی پیشوازایرانسل (گاودیوانه331125کدشه)گذاشتیم بعدنوبتی ب سامانه شون اس دادیم اوناهم ب هرکدوم از2ستان چنباری زنگیدن ج ندادیم حسابی
حالشوببرن!اره همچین ادمیای خوبی هستیم ما!!دیگه دیگه…

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

مادرم سبزی میاره سر سفره؛
.
.منم بهش میگم مامان جعفری(اسم یه سبزیه)کدوم یکی از این سبزیاست میگه اونی که سبزه.
سبزی جعفری!
ستاد سبزی فروشان!!!!!!
من:v
باغ خونمون :v :v

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

ي مزاحم تلفني داشتم كه همش بهم ميزنگيد اما نميحرفيد تا ي روز كه باز زنگيد گوشي رو دادم به خواهرزاده كوچولوم كه كنارم نشسته بود باز نحرفيد منم گفتم خاله قطع كن مثل اينكه لاله،چندمين بعد باز زنكيد ج ندادم ولي بلافاصله پشيمون شدم خودم بهش زنكيدم كه ي چي بارش كنم كه اونم ج نداد و اس داد كه مگه نگفتي من لالم پس چرا به ي لال زنكيدي چجوري بحرفم؟
يعني تو عمرا اينطور قانع نشده بودم

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

بعد امتحان با دوستان نشسته بودیم دور هم. دوتاشون خیلی قر قروان^_^
اولی:وای مردم به خدا .دیگه نمیکشم .خسته شدددددم(دیگه داش کولی بازی در میورد جلو دهنشو گرفتم)
دومی: راس میگه خو چرا بچه رو ساکت میکنی. اصن غلط کردیم! ما رو چه به دانشگاه اصن من میرم انصراف میدم!!!
اولی: اصن خوش به حال پسرا راحتن. یکمم سرشون شلوغ شد موهاشونو با ماشین میزنن راحت. کاش میشد ما هم میزدیم :O
دومی: وای نهههههههه(جیغ بنفش. البته من دهنشو بستم! آبرو داریم تو دانشگاه^_^)
اولی : چرا نه !؟ راحت میشیم
دومی: خوب اونوقت کلیپستو میخوای کجا بذاری اسکل؟؟؟
از دست رفتن به خدا دخترای مردم…..
چه معضلی شده این کلیپس…خخخخخخخ

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

امروز تو خیابون داشتیم راه میرفتم (منو دوستام) یهو چشمم خورد به یه تابلو که روش نوشته بود مغنهه (خانوما رو سرشون میذارن)منم فکر کردم اون طرف سوتی داده بخاطر همین از دوستم پرسیدم محسن (دوستمه) مقنهه رو با کدوم غ,ق مینویسن اونم گفت فکر کنم با ق مینویسن منم گفتم اون تابلو رو نگاه کن با غ جیمی نوشته.یعنی دوستام مردن از خنده.
هیچی دیگه شدم سوژه ی دوستام:D

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

ابتدایی بودم. روز معلم بود.مدیر و ناظمم اومده بودن سر کلاسمون بچه ها یکی کادوهاشونو میذاشتن رو میز معلم.منم سنگ تموم گذاشته بودم.نوبت من که شد رفتم جلو معلم دست کردم تو جیبم یه جفت جوراب(تو خونمون افتاده بود،بابام دوسشون نداشت)درآوردم…گرفتم جلو معلممون….مونده بود بگیره یا همونارو بکنه تو حلقم….مدیر و ناظم که داشتن میترکیدن….

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

بردار زاده گودزيلام كه بهتون گفته بودم 4 سالشه امروز سر سفره صبحانه بهش ميگم واي تو چقدر زشتي نامرد يه ليوان چاي شيرين داغ روي صورتم خالي كرد داشتم اتيش ميگرفتم مثل لبو قرمز شدم بهم ميگه ديدي حالا تو هم مثل من زشت شدي بخدا ما از دست اين هيولاهاي دو پا امنيت جاني نداريم ميترسم فردا روز چيزي بگم روم اسيد خالي كنه بايد برم دنبال گاليبارد اين چه وضعيه جامعه خراب شده به داد ما برسيد

خاطرات  ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

 

بارالهــــــــــــا بدت نیاداااا !!!!!
شما یه روزهایی حوصله داری حماسه می‌آفرینی
یه سری رو آفریدی توی امریکا,سواحل کالیفرنیای جنوبی در خانواده‌ای به غایت مرفـه
قد 2 متر، چشا آبی؛ پوست برنزه؛ هیکل ردیف…
تفریحش سرفینگه ؛ پیانو و گیتار و ویالونم میزنه ؛5 تا زبان دنيا رو هم حرف میزنه !!!!
کلاً بزرگترین هیجان زندگیش سورپرایز پارتی‌هایی بوده که براش گرفتن … و در آرامش مطلق هَپی فور اِور میشه !!!!!
یه روز دیگه حوصله نداشتی همینجور با گِل اضافی,یه قبیله آدم بیچاره ساختی, ریختی تو یه کشوری, …
این وضع اینترنتشونه !اون وضع تفریحشونه… وسط یه جنگ به دنیا اومدن…در حین جنگ داخلی بزرگ شدن… احتمالا دوباره جنگ میشه تو جنگ دومیه هم میمیرن…خب خدای مهربان! حوصله نداری نساز قربوونت برم!!!

اعترافات ته خنده ایرانی

eterafat tahe khandeh irani

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها