سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خنده دار - سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

دوستیابی

خاطرات پراید من ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

خاطرات پراید من

خاطرات پراید من

                         خاطرات پراید من

***********

🔺برگی از دفتر خاطرات یک مرد ایرانی📝👨🏻

🔸من یک کارمند هستم و همسرم پرستار!
سالها بود که من هر روز خانم را بنا به شیفتش می رساندم بیمارستان
و برای پیاده شد‌نش درب ماشین را باز میکردم.
این جریان شده بود حرف اول توی بیمارستان که من هر روز درب ماشین را برای زنم باز می کنم!

🔹پرستارها و دکترها به خانمم می گفتند:
– وای چه رمانتیک! چه علاقه ای! چه احترامی! خوش به حالت با این شوهری که داری.
کاش ما هم همسری مثل همسر تو داشتیم…

تا جاییکه ماجرای عشقِ بنده و احترامی که من به زنم می گذارم
به گوش دانشجویان پزشکی و پرستاریِ آن بیمارستان هم رسیده بود و در مورد ما حرف می زدند! ‌

خاطرات پراید من
in jokkade.ir

🔸اما هیچ کس نمیدانست درب پراید لگن من جوری خراب بود
که فقط از بیرون باز میشد و تازه شیشه هم پایین نمی آمد!!!!

🔹و خلاصه اینکه؛
“من الان با دو تا پرستار، یک خانم ماما و یک خانم دکتر” ازدواج کرده ام و سرم حسابی شلوغ است!
و این درب پراید شده درِ روزی من؛ آرزو دارم خدا همچین دری را نصیب شما هم بکند. :))

🔻کلید اسرار، این قسمت “حمایت از کالای ایرانی”😂

سری جدید استاتوس های جدید و خنده دار برای شبکه های اجتماعی نظیر واتس آپ , فیسبوک , لاین , بیتالک و …

ﺗﻮ ﺟﻴﺐ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪِ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺟﺎ ﻣﻴﺸﻪ ها
اما ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ چه حکمتیه که ﺳﻮﺋﻴﭻ ﻣﺎﺷﻴﻦ و گوشی ﺁﻳﻔﻮﻧﺸﻮﻥ ﺟﺎ ﻧﻤﻴشه!! 

قاضی روبه متهم : چرا با مشت زدی تو دهن این آقا ؟
متهم : آخه با آهنگ مورد علاقه ام همخونی میکرد !
قاضی : شاکی رو اعدام کنید !!!! 

استاتوس های جدید واتس اپ

استاتوس های جدید واتس اپ

***

استاتوس های جدید واتس اپ

status in jokkade.ir

***

یارو میگه هر وقت از زندگی نا امید شدی
یاد این بیوفت که یه تار موی زیر بغلت میتونه یه رستورانو ببنده :D

***

استاتوس های جدید واتس اپ

status in jokkade.ir

***

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول راهنمایی:
تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول دبیرستان :
تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول راهنمایی: تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول دبیرستان : تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی!!? پسرا قبل از سربازی: نچ نچ نچ سال دیگه میرم خدمت!? … . . موقعی که دفترچه پست میکنه:!? خانوادش:برو تا آدم بشی! ? رفیقاش:برو آاااااشششش خور خودش::'(حلالم کنین? دوست دخترش:! صبر کن زود میام! دختره:باش?غافل از ایکنه مث ماس میره با یکی دیگه:| موقع اعزام!! مامان? خواهر? داداش? بابا? سوار اتوبوس!?حرکت به سوی آموزشی! اول پادگان آموزشی دم در:! اییینجااا نظامه!? خونه خاله عمه ننه نیس?! گوشی.تیغ.قرص.لوازم شخصی ممنوعه!

یادت میاد ۲ آذر ۱۳۹۴

👬  وقتی کوچیک بودیم…

📺  تلویزیون…

🍛 با شام سبک…

🔆   با پنکه شماره 5…

مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین

  ////////       \\\\\\\\\

         |||||||     \\\\\\\    //////

🏡 اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت.

         😓  یادت میاد؟؟؟

وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم…
می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✈️…

می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم✏️…

           😓 یادت میاد؟؟؟

👪 وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4

       😥    یادت میاد؟؟؟

خاطرات خنده دار دایناسور

funny-cartoon-dinosaurs-in-love-short-hands

ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﻧﮓ ﻭﻧﮓ بچه ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ،

ﻗﺒﻠﺍ ﮐﻠﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ بچه ﻧﯿﺎﺭﯾﻢ ..
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺟﻮﺟﻮ،ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭﺍﺯﺕ ﺑﺮﻡ،

ﺧﻮب ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﺧﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﻭﺍﺗﺲ ﺁﭖ ﻭ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﻫﻢ ﻧﺼﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎﺳﺮﮔﺮﻡ ﺑﺸﯽ،ﺧﻮﺑﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻋﺎﭼﻘﺘﻢ،ﻋﺸﻘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻫﺎ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪ
ﺣﺎﻻ ﻧﻮﺑﺖ ﻧﺴﻞ ﺁﺩﻣﺎﺱ
ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﻣﯿﺸﯿﻢ
نامت را والدینت

زبانت را کشورت

از دار دنیا یک شوهرت را خودت انتخاب کردی
که آن هم  خاک توسرت✋
????????????

خاطرات خنده دار مدرسه یادتونه

❌اینو بخونین و اگه لبخندی زدین این لبخندو به دیگرون هم هدیه کن :☺?☺

بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توو حیاط، امروز معلم ندارید‌
یادش بخیر …?

✅یادتونه❗✅
توو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز  ?

✅یادتونه❗✅
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد?

 

بقیه در ادامه مطلب

خاطرات جدید خنده دار و خفن

خاطرات خنده دار 94

 تاحالا به دم سنجاقکا دقت کردین؟!
دقیقا مث سوزن خیاطیه! ینی تهش سوراخه!
.
.
.
منو داداشم تو بچگی هامون کشفش کردیم! ^_^
و در راستای عملی سازیش(!) دمشو مث سوزن نخ میکشیدیم و گره میزدیم!
سر دیگه نخ رو هم میگرفتیم دستمون و تو کوچمون قدم میزدیم!
این بدبخت هم جلوتر از ما پرواز میکرد!  ^_^

.
.
این سگ پاکوتاهایی هم که تو خیابونا می بینینـــــــــا… اینا ورژن جدید همون سنجاقک های من و داداشمــــن +_+         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 همسایمون ماهیچه قلبش ضعیفه 4روز ccu بستری بود خلاصه امروز مرخص شد آوردنش خونه، ماهم خانوادگی رفتیم عیادت.
مامانم پرسید حالتون چطوره؟ بنده خدا گفت خوبم چیز مهمی نیست. مامان خوشگله ی منم گفت خداروشکر بله چیز مهمی نیست یکی از دوستان منم مثل شما ماهیچه قلبش ضعیف بود اولش دکترا گفتن چیز مهمی نیست ولی 5سال بعدش پیوند قلب انجام داد 2سال بعدهم مرد.
هیچی دیگه گند زد تو روحیه بنده خدا…         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 دیروز باتری ساعتم تموم شده بود، حوصله نداشتم ببرم عوضش کنم، هر یه ساعت دستی تنظیمش میکردم!!!:|         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

بقیه در ادامه ی مطلب

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

 

خاطرات خنده دار 94

 یادمه ازوقتی شلوارکردی باباموپوشیدم وهمه مسخره ام کردند تصمیم گرفتم ازکسی تقلید نکنم تااینکه باپست عباس مستقیم دررابطه با اسم پدرومادرش توی مخاطبینش روبه روشدم…خلاصه خوشمزگیم گل کردومنم همینکاروکردم…البته من یه ذره اسمام بدترشد…_…نمیدونم چرا فک کنم خوشمزگیم میوه داده بود…
خلاصه…جونم واستون نگه(مگه ازسرراه پیداش کردم؟)جمعه ننه ام رفته بود خارج منزل بابام هم باگوشی من پرنده هــــــای خــــــشمگین…یوهاهاها…بازی میکرد.که دیدم گوشیم زنگ خورد…
پدرگرام:(…)…کیه این؟
من.درحال تماشای فیلم.:ماما…یاپیغمبر..O_O
پدرگرام:بیشعوراین اسم مامانته؟هاااااااااااااااان؟
منم که بسی اســــــــترسی…کاروقهوه ای کردم
من:به جون خودم تقصیر عباس وجوکاشه…
پدرگرام درحالی مث ببرزخمیه:عبــــــــــــاس کیه؟
من درحال گریه:عباسO_o….عباس کیه؟
پدر:توهمین الان گفتی عباس؟؟؟؟
من:مـــــــن؟؟؟؟…من گفتم طـــــناز…عباس چیه^_^؟
پدر:غلط کردی یامیگی عباس کیه یامیکشمت….زودددددددددد
من.درنقش گربه شرک:همین راهو مـــــستقیــــــم بری به عباس میرسی…=_=
از جمعه تاحالا داداشم گیرداداه میگه منو با طناز آشنا کن…

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 داشتیم خونه ى عموم سریال شمعدونی رو میدیدیم یهو من گفتم چیه این بازیگرا همشون دماغ عملین آدم حالش
بهم میخوره
یهو دیدم پسرعموم که دماغشو عمل کرده زیرچشی نیگام میکنه,بعد  اومدم درستش کنم
توی سکانس بعدی. آتنه فقیه نصیری با یه مانتوی سفید اومد, گفتم رنگ سفید اینقدر خوبه به الاغم میاد بعد یهو
چشم به تیشرت سفید همون پسر عموم افتاد
آخه نامردا چرا سریال در حاشیه رو قطع کردید.         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

سلاااااااااام.
چند ساعت پیش داداشم اینا داشتن از سفر برمیگشتن.منم سر کار بودم.زنگ زده بهم میگه ما تا 1 ساعت دیگه ترمینال هستیم با میشینت بیا دنبالمون.گفتم باشه و تلفن رو قطع کردم.دست کردم توی جیبم سوئیچ رو در بیارم دیدم نیست (0!O)   
عاقا رفتم سر کمدم دیدم اونجام نیست.همکارم اومد گفت چی شده ماجرا رو واسش گفتم دو تایی افتادیم به جونه اتاقم عاقا نبود که نبود.
یهو زدم زیر خنده:)) همکارم گفت چی شده گفتم من اصلا ماشین ندارم :)) عصبی شد.دوباره زدم زیره خنده گفت چیه دیگه گفتم من اصلا داداش ندارم:))) میخواست خفم کنه یادم افتاد من اصلا همکارم:)) یکم به خودم اومدم دیدم من اصلا بیکارم کار ندارم :)))
خو چی کار کنم تحریم ها فشار میاره:))
دیوونه هم خودتی؛)         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 

بقیه در ادامه ی مطلب


برچسب ها