سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

طنز - سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

دوستیابی

داستان طنز ازدواج مجدد

داستان طنز ازدواج مجدد

داستان طنز ازدواج مجدد

************

زنی حس کرد شوهرش میخواهد زن دوم اختیار کند

یک روز صبح چهار تخم مرغ آبپز کرد
و آنها را به رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرده و جلوی شوهرش گذاشت

شوهر جویای مسئله شد.

زن به او گفت بعد از اینکه تخم مرغها را خوردی متوجه میشی

مرد هر چهار تخم مرغ رو خورد.
زن گفت متوجه شدی که مزه همه اونها یکی هست؟
زن‌ها هم همینطور هستند. فقط شکلشان متفاوت است

مرد کمی فکر کرد و گفت: ولی من یه کشفی کردم

زن گفت چه کشفی؟

شوهر گفت فهمیدم مرد با چهار تا تخم مرغ بهتر سیر می شود😂

جوک انحرافی روز ۱۱ بهمن ۱۳۹۷

جوک انحرافی روز

جوک انحرافی روز

جوک انحرافی روز

*********

اِرضا چیست؟

.

.

.

.

.
واکنش مردی که پس از سالها دوستش رضا را در خیابان دیده است
و می گوید: « اِ رضا»

دست خودت نیست…
ذهنت منحرفه…
میفهمی؟!…
منحرفه…
😂😂😂

*********
in jokkade.ir
*********

دختره پست گذاشتہ:
هوامو داشته باش تا هوایی نشم
یعنی خیلی ریز اشاره کرده
خوب بک.نی ب کسی نم.یدم

*********
in jokkade.ir
*********

‏‏‏این استیکر میمون رو روو سنگ میذاری آب میشه
۱-
-چی تنته؟
+به تو چه
۲-
-چی تنته؟ 🙈
+دیوووونه:))))) یه تاپ و شلوارک😍

*********
in jokkade.ir
*********

‏دادی پولتو ندادن؟؟؟
“واکنش یه دختر وقتی میبینه دوستش ناراحته😂”😂😈🤧

*********
in jokkade.ir
*********

‏‏انقدر گرونی شده که
جوان ایرانی تو ک.ونش هم نمیتونه عروسی بگیره

*********
in jokkade.ir
*********

 

*********

داستان طنز ازدواج ۱۱ بهمن ۱۳۹۷

داستان طنز ازدواج

داستان طنز ازدواج

                     داستان طنز ازدواج

************

پسر بچه ای فیلمی در باره امپراطور چین میدید…..
فیلم که تمام شد رو کرد به مادرش و گفت:
مامان منم وقتی بزرگ شدم مثل این امپراطور هفت تا زن میگیرم…..
یکی آشپزی کنه…..
یکی لباسامو بشوره…..
یکی خونه رو تمیز کنه…..
یکی برام آواز بخونه…..
یکی منو ببره حمام…..
یکی شبا برام قصه بگه…..
یکی هم مشت و مالم بده…..
مادر پرسید:
خوب یکی دیگه نمیخوای که بغلت بخوابه؟
پسر گفت: نه. من تورو دوست دارم. تو توی بغلم بخواب.
چشمان مادر پر از اشک شد.
پسرش را بغل کرد و بوسید و از پسرش پرسید:
خوب اونوقت زنات کجا بخوابن؟
پسر گفت:
برن پیش بابا بخوابن…..
اینبار چشمان پدر پر از اشک شد و پسرش را در آغوش گرفت و گفت:
راضی ام ازت بابایی…..😂😂😂😂😂😂😂😂

خاطرات پراید من ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

خاطرات پراید من

خاطرات پراید من

                         خاطرات پراید من

***********

🔺برگی از دفتر خاطرات یک مرد ایرانی📝👨🏻

🔸من یک کارمند هستم و همسرم پرستار!
سالها بود که من هر روز خانم را بنا به شیفتش می رساندم بیمارستان
و برای پیاده شد‌نش درب ماشین را باز میکردم.
این جریان شده بود حرف اول توی بیمارستان که من هر روز درب ماشین را برای زنم باز می کنم!

🔹پرستارها و دکترها به خانمم می گفتند:
– وای چه رمانتیک! چه علاقه ای! چه احترامی! خوش به حالت با این شوهری که داری.
کاش ما هم همسری مثل همسر تو داشتیم…

تا جاییکه ماجرای عشقِ بنده و احترامی که من به زنم می گذارم
به گوش دانشجویان پزشکی و پرستاریِ آن بیمارستان هم رسیده بود و در مورد ما حرف می زدند! ‌

خاطرات پراید من
in jokkade.ir

🔸اما هیچ کس نمیدانست درب پراید لگن من جوری خراب بود
که فقط از بیرون باز میشد و تازه شیشه هم پایین نمی آمد!!!!

🔹و خلاصه اینکه؛
“من الان با دو تا پرستار، یک خانم ماما و یک خانم دکتر” ازدواج کرده ام و سرم حسابی شلوغ است!
و این درب پراید شده درِ روزی من؛ آرزو دارم خدا همچین دری را نصیب شما هم بکند. :))

🔻کلید اسرار، این قسمت “حمایت از کالای ایرانی”😂

جوک غیر اخلاقی روز

 

جوک غیر اخلاقی روز

جوک غیر اخلاقی روز

*********

پیرزنه شاکی میره پیش شوهرش میگه امروز عروست ده تا ظرف شکست .
پیرمرده با خونسردی میگه: به پسرم سفارش میکنم امشب ده بار تلافی کنه

پیرزنه میگه: والله دروغ جایز نیست
5 تاشو من شکستم و 5 تا رو عروست!

*********
in jokkade.ir
*********

کارمند بانک به دختره گفت
خانوم «شماره شبا» تون رو بدین
دختره گفت شبا هم شماره ام همینه
ولی قیمت بالاتره 😂

*********
in jokkade.ir
*********

‏‏‏خیابانی به مردم میگه هر چی اطلاعات درمورد ژاپن دارید برای ما بفرستید!
والا من فقط میدونم پشماشون رو نمیزنن😐

*********
in jokkade.ir
*********

‏ادما ارزش ندارن
به م.مه عشق بورزید :)))

*********
in jokkade.ir
*********

‏دختره نوشته: چرا پسرا از خواب بیدار میشن میشینن فکر میکنن
باید عرض کنم فکر نمیکنن! دارن سعی میکنن از حالت آتوپایلوت خارج کنن 😂

*********
in jokkade.ir
*********

پسره نوشته
نمی دونم چرا با هر دختری که آشنا میشم هفته بعدش تولدشه !!
دختره اومده نوشته
منم نمی دونم چرا با هر پسری دوست میشم
هفته بعدش پدر و مادرش میرن مسافرت😂

*********
in jokkade.ir
*********

هروقت فک کردید تباهید‌‌‌
یاد اون پو.رن استاری که با روسری
میده بیفتید 😑😂

*********

 

جوک با ادبی روز ۶ بهمن ۱۳۹۷

جوک با ادبی روز

جوک با ادبی روز

 

جوک با ادبی روز

*********

‏یبار دوست دخترم گفت قراره واسم خواستگار بیاد،
خب توام یه کاری بکن
من روت حساب کرده بودم.

گفتم حله آدرسشو بده تحقیقش با من

*********
in jokkade.ir
*********

‏کادوی من خیلی بزرگه نمیشه بیارمش بیرون ،
باید بیای خونمون ببینیش

چند هفته دیگه در سراسر کشور

*********
in jokkade.ir
*********

‏‏اگه تو خیابون یه دختر بهت گفت چقدر شبیه دیوید بکهامی
این فقط دلیلش نزدیکی به ولنتاینه
وگرنه تو شبیه هاشم بیگ‌زاده هم نیستی:/

*********
in jokkade.ir
*********

ناراحت بودم،
بابام اومد گفت ناراحتى؟
گفتم بله، گفت ناراحت نباش و رفت.

پشمای مشاوره هاى دنیا جهت رفع افسردگى ریخت😂😂😹😹

*********
in jokkade.ir
*********

‏‏یبار سر سفره بابام پرسید مشکلی پیش اومده پسرم ؟
به غذات دست نزدی !
گفتم هیچی
گفت اها باشه ،
برداشت غذای منم خورد،
معمولا تو فیلما اینجوری نمیشد !

*********
in jokkade.ir
*********

‏لقمه‌هایی که مامانم درست میکنه برام
شبیه آوازهای شجریانه


باید ی ربع نون خالی بخوریم تا برسیم به مواد اصلیش😂😂

*********
in jokkade.ir
*********

حیف نون از تو جهنم سرشو میبره تو بهشت میگه ذغال نمیخواید؟

میگن نه…
.
.
.
میگه پس من یه موز برداشتم…

*********

 

آموزش لهجه یزدی ۳ بهمن ۱۳۹۷

آموزش لهجه یزدی

آموزش لهجه یزدی

آموزش لهجه یزدی

*******
in jokkade.ir

 )نکن ایرو ) چیست؟

تعجب یک یزدی همراه با طعنه فراوان

*******

 ) لتخرچه ) چیست؟

به چیزی که خیلی زمخت و کت و کولوفت باشه می گویند

in jokkade.ir
*******

) کلیام کو ) چیست؟

1: نام رشته کوهی در تبت

2: نام جانوری باستانی است

3: شهری در کنیا

4: زمزمه پیرزن یزدی هنگام گم کردن کلیدهایش

“گزینه 4 صحیح می باشد”

in jokkade.ir
*******

کو.ن خاک کَشوک چیست؟

 .

نوعی ورزش کششی است که یزدی ها به هنگام آمدن سر سفره انجام میدهند

*******

نام دیگر سکسکه در زبان یزدیست 

“هوک هوکک”

*******
in jokkade.ir

در جمله “اگر مِلّی بِلّم مِلّم بِلّی” مصدر فعل چیست؟
1-
مالیدن
2-
هشتن
3-
هلیدن
4-
بگذاشتن

“گزینه 4 صحیح می باشد”

جک خنده دار روز جوک کده

جک خنده دار روز جوک کده

جک خنده دار روز جوک کده

in jokkade.ir

**********

مورد داشتیم سر کلاس عربی
معلم از دختره ﭘﺮﺳﯿﺪه :
ﺣﺎﻝ ﺳﺎﺩﻩ چیه ؟؟
دختره هم جواب داده : ﺍﺯ ﺭﻭ شلوار؟
هیچی دیگه معلم از خنده مرگ مغزی شده،
الانم داره اهدای عضو میکننش!

in jokkade.ir

**********

احتمالا من بدترین مامان دنیا میشم
‏مثلا اگه بچه هام صبح بگن خوابمون میاد نمیریم مدرسه،
میگم وااای منم همینطور بریم بخوابیم

in jokkade.ir

**********

+ بادمجونی …
_ نه من هویجم ..
دو ایرانی در حال استفاده از برنامه share it …

**********

از برکات خونه خالی میتوان به سر کشیدن آب پارچ و دستشویی رفتن با در باز اشاره کرد

in jokkade.ir

**********

زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه :

1 – نجیب باشه
یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه

2 – خانه دار باشه
یعنی از خودش خونه داشته باشه

3 – مثل ماه بمونه
یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش

خر ما از کُرّگی دم نداشت

خر ما از کُرّگی دم نداشت

            خر ما از کُرّگی دم نداشت

 

طلبکاری بدهکار خود را کشان کشان به محضر قاضی می برد.

در بین راه بدهکار از دستش فرار کرد، سرزده و هراسان به خانه ای که درش باز بود وارد شد تا خود را در گوشه ای پنهان کند.

زن صاحبخانه که حامله بود از مشاهده آن شخص ترسید و بچه خود را انداخت

و شوهر آن زن نیز به طلبکار قبلی از برای شکایت پیوست

آن فراری را از گوشه ای که پنهان شده بود درآوردند و به طرف محکمه قاضی بردند

ولی باز در بین راه از دست آنها فرار کرد و از پشت بام خانه ای خود را به صحن حیاط انداخت

از قضا بر روی سینه طفلی که در آنجا خوابیده بود افتاد و باعث هلاکت آن طفل شد

پدر طفل نیز به دو مدعی سابق پیوست. سه نفری او را اسیر کرده و می بردند.

در بین راه الاغی به گل فرو رفته بود.

شخص مقصر برای اینکه در مقابل اینهمه گناهان ثوابی نیز کرده باشد دم الاغ را گرفت تا از جا بلندش نماید.

بدبختی جدیدی روی داد و دم الاغ کنده شد!! صاحب الاغ مدعی چهارم شد.

چهارنفری او را به خانه قاضی بردند.

 

خر ما از کُرّگی دم نداشت

 

مقصر مزبور برای اینکه قاضی را زودتر از دیگران ببیند جلوتر از دیگران خود را به اطاق خلوت قاضی انداخت

و در آنجا قاضی را دید که مشغول عمل زشتی است!

به قاضی گفت اگر مرا از دست این چهار نفر نجات بدهی من هم اینکارت را نادیده می گیرم و رسوایت نمی کنم.

قاضی خلاصی او را متعهد شد و چون در محضر وی محاکمه شروع شد،

قاضی به شاکی اولی که طلبکار بود و پولش را می خواست

به این نحو حکم داد که بدهی تو را در سه قسط باید بپردازد:

قسط اول را او ندهد! قسط دوم را تو خودت نگیری! و قسط سوم را مطالبه نکنی!

در جواب دومی که زنش در اثر ترسیدن از آن مرد بچه انداخته بود و ادعای خسارت داشت گفت :

باید این شخص عیال تورا مثل اول آبستن و باردار کند و اگر از عهده آن برنیامد فلان مبلغ را نقداً به تو بپردازد!

به مدعی سوم گفت:

طفل این شخص مقصر را نیز باید مانند طفل تو در صحن خانه بخوابانند و تو خودت را از پشت بام بر روی او پرت کن!

مدعی چهارم که صاحب الاغ دم کنده بود،وقتی این سه نوع قضاوت وحکم قاضی را شنید از شکایت خود صرف نظر کرد وگفت:

جناب قاضی، خر ما از کرّگی دم نداشت!!! 😆 

منبع: کتاب داستانهای شیرین ایرانی نوشته اسمعیل شاهرودی

پـَ نـ پـَ خنده دار

رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !
#######پ نه پ خنده ار#######
شنگول سگشو میبره دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟
شنگول:پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گف من اینجا اشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !
#######پ نه پ خنده ار#######
پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان
پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟…
میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!
#######پ نه پ خنده ار#######
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.
#######پ نه پ خنده ار#######
ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه .
 استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت
#######پ نه پ خنده ار#######
تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم
ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته
#######پ نه پ خنده ار#######
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟
پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !
#######پ نه پ خنده ار#######
دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!
#######پ نه پ خنده ار#######
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !
#######پ نه پ خنده ار#######
شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم
به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم !
#######پ نه پ خنده ار#######
تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !
#######پ نه پ خنده ار#######
یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین
هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !
#######پ نه پ خنده ار#######
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم
میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !
#######پ نه پ خنده ار#######
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.
تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !
#######پ نه پ خنده ار#######
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.
 پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!
#######پ نه پ خنده دار#######
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
 گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
#######پ نه پ خنده دار#######
رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین.
اورده تست کرده میگه میبری؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!


برچسب ها