سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خنده دار - سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

فروشگاه جوک کده

فروش ویژه تی شرت یقه ایستاده Alexander


تی شرت یقه ایستاده Alexander، طراحی خاص و کیفیت ممتاز. فری سایز (مناسب برای سایز های L تا XL). آستین بلند و یقه ایستاده. جنس پنبه و بسیار راحت ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 39000 تومان

سری جدید استاتوس های جدید و خنده دار برای شبکه های اجتماعی نظیر واتس آپ , فیسبوک , لاین , بیتالک و …

ﺗﻮ ﺟﻴﺐ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪِ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺟﺎ ﻣﻴﺸﻪ ها
اما ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ چه حکمتیه که ﺳﻮﺋﻴﭻ ﻣﺎﺷﻴﻦ و گوشی ﺁﻳﻔﻮﻧﺸﻮﻥ ﺟﺎ ﻧﻤﻴشه!! 

قاضی روبه متهم : چرا با مشت زدی تو دهن این آقا ؟
متهم : آخه با آهنگ مورد علاقه ام همخونی میکرد !
قاضی : شاکی رو اعدام کنید !!!! 

استاتوس های جدید واتس اپ

استاتوس های جدید واتس اپ

***

استاتوس های جدید واتس اپ

status in jokkade.ir

***

یارو میگه هر وقت از زندگی نا امید شدی
یاد این بیوفت که یه تار موی زیر بغلت میتونه یه رستورانو ببنده :D

***

استاتوس های جدید واتس اپ

status in jokkade.ir

***

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول راهنمایی:
تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ اول دبیرستان :
تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ :
ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

╮●╰اﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول راهنمایی: تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ اول دبیرستان : تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..! ╮●╰ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ..!

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی

حکایت پسرا و سربازی!!👮 پسرا قبل از سربازی: نچ نچ نچ سال دیگه میرم خدمت!😰 … . . موقعی که دفترچه پست میکنه:!📝 خانوادش:برو تا آدم بشی! 😂 رفیقاش:برو آاااااشششش خور خودش::'(حلالم کنین😭 دوست دخترش:! صبر کن زود میام! دختره:باش😈غافل از ایکنه مث ماس میره با یکی دیگه:| موقع اعزام!! مامان😭 خواهر😪 داداش😛 بابا😐 سوار اتوبوس!🚌حرکت به سوی آموزشی! اول پادگان آموزشی دم در:! اییینجااا نظامه!👨 خونه خاله عمه ننه نیس😬! گوشی.تیغ.قرص.لوازم شخصی ممنوعه!

یادت میاد ۲ آذر ۱۳۹۴

👬  وقتی کوچیک بودیم…

📺  تلویزیون…

🍛 با شام سبک…

🔆   با پنکه شماره 5…

مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین

  ////////       \\\\\\\\\

         |||||||     \\\\\\\    //////

🏡 اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت.

         😓  یادت میاد؟؟؟

وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم…
می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✈️…

می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم✏️…

           😓 یادت میاد؟؟؟

👪 وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4

       😥    یادت میاد؟؟؟

خاطرات خنده دار دایناسور

funny-cartoon-dinosaurs-in-love-short-hands

ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﻧﮓ ﻭﻧﮓ بچه ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ،

ﻗﺒﻠﺍ ﮐﻠﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ بچه ﻧﯿﺎﺭﯾﻢ ..
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺟﻮﺟﻮ،ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭﺍﺯﺕ ﺑﺮﻡ،

ﺧﻮب ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﺧﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﻭﺍﺗﺲ ﺁﭖ ﻭ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﻫﻢ ﻧﺼﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎﺳﺮﮔﺮﻡ ﺑﺸﯽ،ﺧﻮﺑﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻋﺎﭼﻘﺘﻢ،ﻋﺸﻘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻫﺎ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪ
ﺣﺎﻻ ﻧﻮﺑﺖ ﻧﺴﻞ ﺁﺩﻣﺎﺱ
ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﻣﯿﺸﯿﻢ
نامت را والدینت

زبانت را کشورت

از دار دنیا یک شوهرت را خودت انتخاب کردی
که آن هم  خاک توسرت✋
????????????

خاطرات خنده دار مدرسه یادتونه

❌اینو بخونین و اگه لبخندی زدین این لبخندو به دیگرون هم هدیه کن :☺?☺

بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توو حیاط، امروز معلم ندارید‌
یادش بخیر …?

✅یادتونه❗✅
توو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز  ?

✅یادتونه❗✅
نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد?

 

بقیه در ادامه مطلب

خاطرات جدید خنده دار و خفن

خاطرات خنده دار 94

 تاحالا به دم سنجاقکا دقت کردین؟!
دقیقا مث سوزن خیاطیه! ینی تهش سوراخه!
.
.
.
منو داداشم تو بچگی هامون کشفش کردیم! ^_^
و در راستای عملی سازیش(!) دمشو مث سوزن نخ میکشیدیم و گره میزدیم!
سر دیگه نخ رو هم میگرفتیم دستمون و تو کوچمون قدم میزدیم!
این بدبخت هم جلوتر از ما پرواز میکرد!  ^_^

.
.
این سگ پاکوتاهایی هم که تو خیابونا می بینینـــــــــا… اینا ورژن جدید همون سنجاقک های من و داداشمــــن +_+         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 همسایمون ماهیچه قلبش ضعیفه 4روز ccu بستری بود خلاصه امروز مرخص شد آوردنش خونه، ماهم خانوادگی رفتیم عیادت.
مامانم پرسید حالتون چطوره؟ بنده خدا گفت خوبم چیز مهمی نیست. مامان خوشگله ی منم گفت خداروشکر بله چیز مهمی نیست یکی از دوستان منم مثل شما ماهیچه قلبش ضعیف بود اولش دکترا گفتن چیز مهمی نیست ولی 5سال بعدش پیوند قلب انجام داد 2سال بعدهم مرد.
هیچی دیگه گند زد تو روحیه بنده خدا…         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 دیروز باتری ساعتم تموم شده بود، حوصله نداشتم ببرم عوضش کنم، هر یه ساعت دستی تنظیمش میکردم!!!:|         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

بقیه در ادامه ی مطلب

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

 

خاطرات خنده دار 94

 یادمه ازوقتی شلوارکردی باباموپوشیدم وهمه مسخره ام کردند تصمیم گرفتم ازکسی تقلید نکنم تااینکه باپست عباس مستقیم دررابطه با اسم پدرومادرش توی مخاطبینش روبه روشدم…خلاصه خوشمزگیم گل کردومنم همینکاروکردم…البته من یه ذره اسمام بدترشد…_…نمیدونم چرا فک کنم خوشمزگیم میوه داده بود…
خلاصه…جونم واستون نگه(مگه ازسرراه پیداش کردم؟)جمعه ننه ام رفته بود خارج منزل بابام هم باگوشی من پرنده هــــــای خــــــشمگین…یوهاهاها…بازی میکرد.که دیدم گوشیم زنگ خورد…
پدرگرام:(…)…کیه این؟
من.درحال تماشای فیلم.:ماما…یاپیغمبر..O_O
پدرگرام:بیشعوراین اسم مامانته؟هاااااااااااااااان؟
منم که بسی اســــــــترسی…کاروقهوه ای کردم
من:به جون خودم تقصیر عباس وجوکاشه…
پدرگرام درحالی مث ببرزخمیه:عبــــــــــــاس کیه؟
من درحال گریه:عباسO_o….عباس کیه؟
پدر:توهمین الان گفتی عباس؟؟؟؟
من:مـــــــن؟؟؟؟…من گفتم طـــــناز…عباس چیه^_^؟
پدر:غلط کردی یامیگی عباس کیه یامیکشمت….زودددددددددد
من.درنقش گربه شرک:همین راهو مـــــستقیــــــم بری به عباس میرسی…=_=
از جمعه تاحالا داداشم گیرداداه میگه منو با طناز آشنا کن…

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 داشتیم خونه ى عموم سریال شمعدونی رو میدیدیم یهو من گفتم چیه این بازیگرا همشون دماغ عملین آدم حالش
بهم میخوره
یهو دیدم پسرعموم که دماغشو عمل کرده زیرچشی نیگام میکنه,بعد  اومدم درستش کنم
توی سکانس بعدی. آتنه فقیه نصیری با یه مانتوی سفید اومد, گفتم رنگ سفید اینقدر خوبه به الاغم میاد بعد یهو
چشم به تیشرت سفید همون پسر عموم افتاد
آخه نامردا چرا سریال در حاشیه رو قطع کردید.         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

سلاااااااااام.
چند ساعت پیش داداشم اینا داشتن از سفر برمیگشتن.منم سر کار بودم.زنگ زده بهم میگه ما تا 1 ساعت دیگه ترمینال هستیم با میشینت بیا دنبالمون.گفتم باشه و تلفن رو قطع کردم.دست کردم توی جیبم سوئیچ رو در بیارم دیدم نیست (0!O)   
عاقا رفتم سر کمدم دیدم اونجام نیست.همکارم اومد گفت چی شده ماجرا رو واسش گفتم دو تایی افتادیم به جونه اتاقم عاقا نبود که نبود.
یهو زدم زیر خنده:)) همکارم گفت چی شده گفتم من اصلا ماشین ندارم :)) عصبی شد.دوباره زدم زیره خنده گفت چیه دیگه گفتم من اصلا داداش ندارم:))) میخواست خفم کنه یادم افتاد من اصلا همکارم:)) یکم به خودم اومدم دیدم من اصلا بیکارم کار ندارم :)))
خو چی کار کنم تحریم ها فشار میاره:))
دیوونه هم خودتی؛)         

 

خاطرات خنده دار اردیبهشت 94

khaterate khande dar 94

 

 

بقیه در ادامه ی مطلب

خاطرات خنده دار جدید و باحال

خاطرات خنده دار

 یکی از فامیلامون بیچاره مریضه واسه همین خیلی چاقه.
بعد مامان گرانقدر من می خواست بگه دست خودش نیست طفلکی و از این جور چیزا نه گزاشت نه برداشت گفت :بیچاره دست خودش نیست فرغونیه !!!
من+_-
فرغون:))
فامیل بد بخت@_#
تازه اینا بیخیال جک دوستمون مانی پسر بد را براش خوندم قسمت اخرش که باباهه می گه اگه این 23 سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشتم براش خوندم
با اه عجیبی میگه :اره والا راست می گه
خوب سوالی که پیش میاد اینه که فرم من کو؟ فرغون فرم بهزیستی منا ندیدی         

 

 

خاطرات خنده دار جدید و باحال

Khaterate Khande Dar Jadid

 

 به بابام میگم روز پدره، یه جعبه شیرینی بگیر با هم بخوریم؛ فقط نمیدونم چرا ناراحت شد!!!^___^    

     

خاطرات خنده دار جدید و باحال

Khaterate Khande Dar Jadid

 

 آقایون داداشام باسیبیلا بی سیبیلا با اَبروها بی اَبروها…….. سام علیکم
بابام بهم گیر داده که این خط اعتباریت که ازش استفاده نمی کنی رو بده یه مدتی دست من باشه
من ازش دلیلش رو می پرسم میگه:می خوام یه یکی دوهفته کمتر  تماس بگیرم ماه قبل برام 250هزارتمن اومده
حالا اینجا رو داشته باش خط رو بهش دادم انداخته رو گوشی سریعا دوتا شارژ50هزارتمنی انداخته روشو سر 10 روز نشده مصرفش کرده
خودتون قضاوت کنین
بابای ما آیا دیپلمات است؟
یا از وقتی که ما دیپلم گرفتیم مات هستیم؟
جون شما نباشه پونصد شونصد تا برام نایک بفرستید         

 

خاطرات خنده دار جدید و باحال

Khaterate Khande Dar Jadid

 

 یه معلم فیزیک داشتم خیلی بامن لج بودمن دخترخوبیم مشکل ازاون بودهمه کلاس میدونستن بامن لجه…یه روزداشت ازیکی ازبچه هاسوال میپرسیدهمون لحظه خودکاردوستم افتادبهش گفتم خودکارتوبردار

معلممون خوش حال که الان منوکم بیاره  یه خنده ای کردروکردبه من گفت اگه توبذاری خودش جواب میده من گفتم ..من که جواب ندادم. یکی دیگه ازبچه هاگفت من جوابوگفتم کلاس ازخنده منفجرشدمعلم تاچندروزمدرسه نمی اومد..         

 

بقیه در ادامه ی مطلب

صفحه 1 از 1212345...10... »»


برچسب ها