دِ نـَـ دِ - سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

دِ نـَـ دِ - سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

طنز آقا ما بد……شما خوب

طنز آقا ما بد......شما خوب

طنز آقا ما بد……شما خوب

آفا ما زلال احکام — شما فارسی وان …
آقا ما بلال سوخته — شما ذرت مکزیکی …

آقا ما قیژقیژ دیال آپ — شما امواج وایرلس …

طنز آقا ما بد……شما خوب

tanz jadid in jokkade

آقا ما مداح — شما دی جی …
آقا ما سمندون — شما حنا دختری در مزرعه …

آقا ما عمر گل — شما عمر نوح …

خاطرات خنده دار و جالب 93

khaterat_khandehar_jokkade.irخداییش گودزیلاس ما تو فامیل داریم

دخترخالم برگشته ب بابابزرگم گفته دست نزن ب این موبایل بلد نیستی خرابش میکنیا

خدا بهمون رحم کنه با این گودزیلا

»»

خاطرات خنده دار و جالب 93

khaterat khandehdar va jaleb 93

««

آقا یه عمو دارم!!!استاد تفسیر شعر!یعنی یه جوری شعرو بهت می فهمونونه(درست نوشتم آیا؟؟)که تو کنکور ادبیات رو 100 بزنی!
یه بار واسه کنکور رفتم خونشون تا با پسرعموم درس بخونم.بعد کتاب ادبیاتمو دید و اصرااااااار که بیا واست توضیح بدم.
خلاصه سرتونو درد نیارم.رسیدیم به بیت ” از قضا آیینه ی چینی شکست / خوب شد اسباب خودبینی شکست “
حدس می زنید عمو چی گفت؟
ایشان فرمود:از قضا آیینه ای که از چین وارد شد افتاد و شکست!اینقدر خندیدم که ازخونه پرتم کردن بیرون!!!
تو تمام زندگیشم یه تک مصراع یاد گرفته که هی میخونه واسمون:
” یکی از بزرگان اهل خرد….. بقیه نداره دیگه.

»»

خاطرات خنده دار و جالب 93

khaterat khandehdar va jaleb 93

««

د ن د و پ ن پ جدید 93 ۱۵ شهریور ۱۳۹۳

د ن د و پ ن پ جدید 93

در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده
می گه آخی دردت اومد؟
د نه د دیدم شب جمعه اس به یاد رفتگانمون افتادم یه دیده ای تر کردم

د ن د و پ ن پ جدید 93

de na de or pa na pa jadid 93

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم
صف 40 متری نوبتم شده
یارو می گه  پسر جون تو هم نون می خوای ؟
د نه د تا الان قطار بازی می کردیم ما واگن آخرم بودیم

د ن د و پ ن پ جدید 93

de na de or pa na pa jadid 93

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه
میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟
د نه د هنوز به اونجا نرسیدیم فعلا با خواهش و تمنا دارم کارمو پیش می برم

د ن د و پ ن پ جدید 93

de na de or pa na pa jadid 93

خاطرات خنده دار و اعترافات جدید 93

خاطرات خنده دار و اعترافات جدید 93

خدایا مارو با کیا کردی هفتاد تاااااااااااااااااااااااا
زنه امده مغازه میگه مایکروفون داری{ با یه لهجه ی عجیبی} پیش خودم گفتم اینجا که گوشی فروشی نیست مارو میگی یه روز کامل رفتیم تو کماااااااااا تازه فهمیدم مایکروو میخواد
بیا موج مکزیکی ~~~~~~~~~~~~~~~~~

«خاطرات خنده دار و اعترافات جدید 93»

يه شب قرار بود واسم خواستگار بياد كه عصرش با خواهرم دعوام شد(بعععله گودزيلاست)گفت شيوا حالتو جا ميارم خلاصه شب شد و به من گفتن چايي بيار منم از همه جا بيخبر چايي ها رو تعارف كردم و نشستم عاغا اينا چايي رو كه ميخوردن بلافاصله دهنشونو وا ميكردن و باد ميزدن،شما نگو خواهر ذليل شده م فلفل توشون ريخته،اونا هم رفتن پشت سرشونم نگاه نكردن آخه شوووما بگين خواهر انتقام جويه كه من دارم؟دستي دستي بي شوهرم كرد

«خاطرات خنده دار و اعترافات جدید 93»

مسیحا از پله برقیای فرودگاه که داشت میومد پایین ما براش دسته گل گرفته بودیم انداختیم گردنش بعد مردم بنده خدا فک کردن از این تکواندو کارایِ قهرمانه …. هی واسش صلوات گفتن ، هـععععی …
مسیحا ام پرو پرو داد میزد من متعلق به شمام ، توروخدا خجالتم ندید…
اعجبــــ …..
مسیحا و این حرفا ،، فک کنم حال و هوای اونور زیادی بش ساخته ….

«خاطرات خنده دار و اعترافات جدید 93»


برچسب ها