سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

مش غلوم و دیش ماهواره

فروشگاه جوک کده

فروش ویژه تی شرت یقه ایستاده Alexander


تی شرت یقه ایستاده Alexander، طراحی خاص و کیفیت ممتاز. فری سایز (مناسب برای سایز های L تا XL). آستین بلند و یقه ایستاده. جنس پنبه و بسیار راحت ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 39000 تومان

مش غلوم و دیش ماهواره ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

مش غلوم و دیش ماهواره

مش غلوم و دیش ماهواره

مش غلوم و دیش ماهواره

مش غلوم هم عاقبت شد اهل دیش/
 
 آنتنی بگذاشت در ایوان خویش/
 
تا زند گشتی در این کانال ها/
 
فیلم ها و همچنین  سریال ها/
 
بالشی بر پشت و ریموتش به دست/
 
صبح تا شب پای تی وی می نشست/
 
فیلم ها بر روی او تاثیر کرد/
 
کم کمک رفتار او تغییر کرد/
 
هر زمان می دید از آن تیپ ها/
 
شکوه سر می داد و می گفت: ای خدا/
 
از چه رو  یارم فشن اندام نیست/
 
یعنی آن چیزی که من می خوام نیست/ 
 
همسری تیپیک تر باید گرفت/      
 


یک کمر باریک تر باید گرفت/

در پی این عزم و تصمیم، آن خپل/

بر سبیل و موی خود مالید ژل/
 
رفت و یار خوش ادایی تور کرد/  
 
دلبر بالا بلایی جور کرد/
 
چند وقتی روزگارش خوب بود/
 
چونکه یارش ظاهرا مطلوب بود/
 
یار هم از او سواری می گرفت/
 
بسته بسته ده هزاری می گرفت/
 
بی مهابا خرج می کرد آن بشر/
 
تا شود از دیگران خوش تیپ تر/
 
مش غلوم وضعش یه هو ناجور شد/
 
زرت او یکباره بد قمصور شد/
 
یار، آهنگ جدایی ساز کرد/

نغمه های بی وفایی ساز کرد/
 
طالب مهریه اش شد ناگهان/   
 
مش غلوم بر کله و بر سر زنان/
 
تا که از این غصه و اندوه و درد/

طبق اسناد پزشکی سکتـــــــه کرد/
 
چون که بیرون آمد از حال کما/

گفت پایین آورید این دیش را/

چون که این سریال ها یک دام بود/

تشت رسوایی من بر بام بود/

گند زد یار فشن بر هیکلم/   

ای به قربان عیال اولم/

ای فدای وزن و هم پهنای او/   

جنگل پر پشت ابروهای او/

ای فدای موی مش نادیده اش/

چشم های سایه نامالیده اش/

هر کجا باشد صدایش می کنم/

بعد از این جان را فدایش می کنم/

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 137 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

1 دیدگاه ارسال شده
  • اکرم بهرامچی گفت:

    [Forwarded from اکرم بهرامچی]
    دنباله ی ماجرا
    مش غلومی چونکه برگشت و خجل/
    دید سر تا پای او رفته ست گِل/.
    دید یار سابقش آن یار نیست /
    بعد از آن مدت دگر غمخوار نیست/
    یار سابق گشته مانکن هیکلش/
    پوستش را هم کشیده ماه وش/
    آن شکم های قلمبه گشته دود/
    سینه ی افتاده اش کرده صعود/
    دید لبهای چروکش قلوه ایست /
    گونه هایش گوشت آلود و گلیست/
    رفت و گفتا از گناهم در گذر /
    بازگرد و زندگی را کن گهر/
    همسرش ابروی خود در هم کشید/
    گفت ای مشتی غلومی ِ پلید/
    خواب دیدی خیر باشد ای کچل/
    من نمی خواهم تو را پیر ِ دغل /
    خواستگارانم فراوانند و بیش/
    خوش بر و رویند ، نه با پشم و ریش/
    پورشه در زیر پاهاشان چو ماه /
    درب منزل صبح هست و شامگاه/
    بعد ِ تو من جان گرفتم از خدا/
    چونکه فهمیدم منم همچون طلا/
    زود گمشو تا نبینم روی تو/
    تا نیندازم تفی را سوی تو/
    اکرم بهرامچی

  • به نکات زیر توجه کنید

    • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
    • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.
    
    
    برچسب ها