شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه » سرگرمی » طنز » شعر طنز » شعر سفره خالی می خرید
شعر سفره خالی می خرید

شعر سفره خالی می خرید

یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

داد می زد: “کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم”،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول ماه است و نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد…،

“دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،

خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: “آقا، سفره خالی می خرید؟!!”

زنده یاد، قیصر امین پور

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
😉

اشتراک گذاری مطلب

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

تمامی حقوق مطالب برای سایت تفریحی جوک کده | جوک روز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.