سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض

سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض ۲۲ تیر ۱۳۹۳

 

سوختم / شعری عاشقانه از ناصر فیض

—————————————————————

باشد ولی نگفتی این حرف آخرت بود

من باخبر نبودم ازآن چه در سرت بود

باور نکردم اما،گفتی مرا ندیدی!

یا من شکسته بودم یا عین باورت بود

یک شب رسیدی از راه دست مرا فشردی

چیزی شبیه خنجر در دست دیگرت بود

در دست های من بود یک عمر دست هایت

دستی که رنگ خون داشت دستی که خنجرت بود

من مثل سایه ای از آیینه ات گذشتم

زخمم زدی نگفتی شاید برادرت بود

از پشت کوهم اما فهمیده ام همین قدر

یا از تو بد نگفتم،یا در برابرت بود

من سوختم تو ماندی باور نکردی از من

خاکستری که دیدی دیدار آخرت بود…

” ناصر فیض “

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها