سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 68

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 68 ۲۱ دی ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 68

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 68

*******

پارت شصت و هشتم:

خم شدم و برداشتمشان… و هنگام بلند شدن چشم در چشم با زن زیبای در تصویر شدم
که حس کردم به من اخمی کرد … وای خدای من ،خیالاتی هم شدم
فقط عکسها به من اخم نمی کردند که ان هم از این به بعد شروع شد.

برای این که این زن زیبا را بهتر ببینم جلو رفتم تا گرد و خاکش را تمیز کنم …
تا دستم را به صورتش کشیدم افتاد!

راز عمارت
in jokkade.ir

نمیدانم شاید چون جایش لق بود …
برداشتمش و خواستم سر جایش بگذارم که چیزی توجه ام را جلب کرد .
شکل یک دایره خیلی کوچک اما برجسته شبیه دکمه پشت عکس بود ..
خواستم عکس را سرجایش بگذارم تا بیشتر از این فضولی نکرده باشم
که بانوی زیبا اخمی شدید کرد و به دیوار اشاره کرد…

راز عمارت
in jokkade.ir

-ببین بانوی زیبا… من ادم فضولی نیستم به صورت اتفاقی اومدم تو این اتاق
نه برای این کار … اخم نکن لطفا.

دوباره اخم و اشاره کرد.
-اخه بانو … به من اعتماد کردن … زشت نیست بیام اتاقاشون رو بگردم؟
ابروهاش رو به نشانه نوچ بالا داد و دوباره اشاره به دکمه!!
-باشه بانوی زیبا من دکمه رو میزنم
اما دیگه برای بقیش نیستما … شاید راضی نباشن .
بسم الله ای گفتم و دکمه رو فشار دادم
که به صورت مربعی کوچک از وسط دیوار، کنار رفت
و این بار صندوق کوچکی ظاهر شد.
ناگفته نماند که در این بین لبخند این بانو هم دیده می شد …
برداشتمش ونگاهش کردم..

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها