سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 58

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 58 ۸ دی ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 58

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 58

*******

پارت پنجاه و هشتم:

خدایا این در چطوری باز شد؟ …اهان …کمد؟
دستم را به کمد این طرف دیوار می کشیدم که در کنارش دکمه ای را لمس کردم
و دیوار بسته شد و همان لحظه هم در اتاق باز شد
و صدای محبوبه خانمی که برای اولین بار می خواستم که نشنومش!
محبوبه خانم- وا یلدا؟ تو اینجایی وبعد من دوساعته صدات می کنم چرا جواب نمیدی ؟
چرا رنگت پریده دخترم ؟
-چیزی نیست… خوبم …ببخشید حواسم اینجا نبود نشنیدم.

راز عمارت
in jokkade.ir

و این دروغی دیگر از وقتی به تهران امدم این صفت هم به صفاتم اضافه شده
به قول نرگس یک اپشن دیگر که در نسخه اپدیتیم وجود دارد…
اول زن عمو و عمو، حالا هم محبوبه خانم.
-کارم داشتی محبوبه جون؟
محبوبه خانم- اره دخترم …گفته بودی هر موقع اقا کیان اومدن خبرت کنم …
الان پایینه …داشت می رفت نزاشتم ،زود باش.
-باشه الان میام …ممنونم
محبوبه خانم – وای خاک به سرم ….تو چطوری اومدی این جا؟
کلید از کجا پیدا کردی؟ هیچ کس اجازه ورود به اینجا رو نداره ! خانم و اقا بفهمن من رو میکشن .

راز عمارت
in jokkade.ir

-وا ؟ محبوبه جون ،در قفل نبود که ! بعدشم نمی دونستم …
دنبال اتاق خالی بودم اینجا رو پیدا کردم چطور مگه؟
محبوبه خانم- اهان …پس خودشون قفل رو باز کردن …پس اشکالی نداره .زود بیا من رفتم
سرم رو تکون دادم و به دیوار نگاه کردم که انگار نه انگار چند دقیقه قبل کنار رفته بود.
نقاشی رو با احتیاط به بالکن اتاقم بردم و لباسم رو عوض کردم .

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 533 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها