سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 56

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 56 ۷ دی ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 56

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 56

*******

پارت پنجاه و ششم:

بعد نهار از شدت خستگی داشتم می مردم …این طوری نمی تونستم کاری کنم.
یک ساعت خوابیدم و بعد طبق قولی که به کیانا داده بودم رفتم که نقاشی رو بکشم.
وسایل رو اماده کردم ولی یک مشکلی وجود داشت …مکان!!
تو اتاقم که نمیتونستم چون اتاق بوی رنگ می گرفت وشب نمی تونستم بخوابم…
همینجور داشتم فکر می کردم که یکهو، یاد اتاق خالی افتادم که روز تولدم یافته بودمش.
وسایل را برداشتم وبه ان جا رفتم.

راز عمارت
in jokkade.ir

وسط اتاق رهایشان کردم و گوشیم را باز کردم که یکی از عکس ها را انتخاب کنم
که متوجه چیز عجیبی در تمامی تصاویر ان شب شدم.
در همه تصاویر کیانا و پسر شجاع که جلوی عمارت بودند میخندیدند
در هر کدام به نوعی …نمی خواستم تصویر پسر شجاع را بکشم
ولی انقدر زیبا می خندیدند که مجبور شدم!!

بهترینشان را انتخاب کردم و روپوش سفیدم را پوشیدم.

راز عمارت
in jokkade.ir

کارم حدود چهاریا پنج ساعت طول کشید ….
ولی در پایان از نتیجه اش راضی بودم …
تصویر عمارت بود که درسیاهی شب ونور ماه شب چهاردهم ، می درخشید ..
و پسر و دختر بچه ای ،در حالی که روبه روی هم بودند ونیم رخشان پیدا بود .
از ته دل میخندیدند وبه نقاشی روح داده بودند
و به نظرم از تمام نقاشی هایی که تا الان کشیده ام زیبا تر شده بود.
طوری که دوست داشتی تماشایش کنی!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها