سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 52

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 52 ۲ دی ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 52

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 52

*******

پارت پنجاه و دوم:

نرگس – گفتم میدمش به تو یعنی تمام …دیگه حرفیم نباشه .اصلا برگرد خودم بندازم گردنت.
خواستم ممانعت کنم که نزاشت وخودش رفت اون ور تخت.
یعنی پشت سرم و برام بستش. وقتی کارش تموم شد اومد جلو گفت :
-دیدی چه بهت میاد.وقتی می بینیشیاد من بیوفت.
گردنبد شکل یه ستاره بود و روش پر از نگین ..
نرگس- یلدا این چیه ؟ چقدر خوشگله؟ تازه خریدی؟
منظورش به گردنبد خودم که شکل یه قلب خوشگل که پر از یاقوت های ریز سرخ بود

راز عمارت
in jokkade.ir

گفتم: نه …گردنبند یادگار مامانه …یعنی یه جورایی گردنبند عشقه مامان وباباس
از عمو شنیدم یه دستبند هم داشت که مال بابا بود که داده بودتش به عمو که بندازه دست نوزادش
ولی گم میشه
نرگس –اها…ولی خیلی خوشگله ه…
دوباره صدای در اومد و پشت بندش کیانایی که عجول وارد شد وگفت:
-دلدا جون بیا دیگه بابایم باهات کال داله .
بالبخند گفتم: باشه عزیزم الان میاییم.
لباسام رو با یه شال وتونیک عوض کردم و هرسه پایین رفتیم.
وقتی چشمم به پسر شجاع افتاد چشم غره ای رفتم وبه اقا کیان که به احترام بلند شده بود.
خوش آمد گویی کردم و روی اولین مبل نشستم.

راز عمارت
in jokkade.ir

اقا کیان:راستش یلدا خانم می خواستم ازتون تشکر کنم بابت نگهداری کیانا واقعا ممنونم ..
دیگه نگران بزرگ شدنش نیستم ..تا حدودی خودم و بعدش شما بهش یاد میدین.
-خواهش میکنم وظیفمه .کیانا واقعا دختر خیلی خوبیه.
کیانا یهو وسط حرفام گفت :
-دلدا تو هم دختل خوبی هستی ..حتی انقدل خوب بزلگ سدی که سوهل کردی…
بعد رو به باباش گفت:
-بابا یعنی منم مثل دلدا خوب بزلگ بشم بعدش مامان میاد و سوهل می کنم؟؟
اقا کیان باخنده گفت:
-بله باباجون…راستی خانم آرام همسرتون با کارتون مشکلی ندارن؟
این دفعه نرگس با خنده گفت:
– کیانا حرفای عصرمون رو جدی گرفته . یلدا هنوز مجرده

پسر شجاع_ اهان ..میگما کی میاد این رو بگیره!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها