سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 49

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 49 ۲۶ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 49

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 49

*******

پارت چهل و نهم:

نرگس هم رسیده بود مثل این که محبوبه جون در را باز کرده بود.
نرگس –اوه خانمای خوشگل ،خانما شماره بدم خدمتتون؟
-نه خیر اقا من شوهر دارم خودم.
کیانا-ولی من ندالم که.
نرگس بدو اومد کیانا رو بغل کرد وگفت : الهی … وقتی بزرگ شدی خودش میاد خاله.
کیانا – کی؟
چپ چپ به نرگس نگاه کردم- هیچی خاله بیا بشینیم ….ولش کن.

راز عمارت
in jokkade.ir

رفتیم ونشستیم وکمی با نرگس حرف زدیم محبوبه خانم هم کمی بعد با کیک به جمعمون پیوست
و از هر دری حرف میزدیم ومی خندیدیم .
محبوبه خانم اهل همدان بود از شیرین کاری نوهایش می گفت .
نرگس از زندگی قبلیش یعنی زمانی که مادرش زنده بود.خلاصه ابزار خاطرات داغ بود .
وسط حرف هایمان محبوبه خانم تولدم را تبریک گفت ونرگس حسابی ناراحت شد که به او نگفته بودم
و عذر خواهی کردم ولی نرگس معلوم بود باز ناراحت است.

راز عمارت
in jokkade.ir

وقتی از محبوبه خانم پرسیدم از کجا فهمیده
گفت صبحی که با دوستت حرف میزدی فهمیدم.
آخ ،آخ .راست می گوید صبح محدثه زنگ زده بود وتبریک می گفت
و اطلاع داد که حواسم باشد شب تماس تصویری خواهد گرفت .
صدای محبوبه خانم رشته افکارم را پاره کرد.
محبوبه خانم- دختر پاشو ببینم ،مثلا تولدته ها ..پاشو کمی برقص.
کیانا با هیجان گفت :راست میگه .پاسو دلدا جون برلقصیم مثل هل لوز!
هر روز با کیانا می رقصیدیم و یه جورایی بهش همه چیز یاد داده بودم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها