سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 48

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 48 ۲۶ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 48

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 48

*******

پارت چهل و هشتم:

-کیانا جان نریز …نه نه ..اون و نه ،اول آرد والَک کنم بعد
داشتیم با کیانا کیک می پختیم وکیانا تمام اشپزخونه رو کثیف کرده بود .
امروز واز محبوبه جون اجازه گرفته بودم وحالا نیست که ببینه چه بلایی که سر اشپزخونش نیاوردیم.
با صدای شکستن چیزی برگشتم سمت این جوجه خربکار.
تخم مرغ رو شکسته بود ، نصفش زمین بود و نصفش رو لباساش.
با لحن مظلومی گفت: دلدا سکستمس.
خم شدم وبوسش کردم وگفتم: عزیزم نباید اونجا می شکستیش که …

راز عمارت
in jokkade.ir

بهش توضیح می دادم هین کارم …وقتی تموم شد اشپزخونه رو تمیز کردم
وکیانا روفرستادم حموم وخودمم بعدش دوشی گرفتم
ولباسامون رو همون ست مادر دختری که خریده بودیم انتخاب کردم .
یه بولیز که کمی گشاد بود وبه رنگ سفید
با شلوارسیاهی که روی زانوهاش دوتا پارگی داشت یا همون (مدل زخمی) ……
موهای هر دومون رو دم اسبی بستم.
برای خودم ریمل وخط چشمی کشیدم و آرایشم رو با زدن رژ قرمز تموم کردم.
کیانا- اوه مال گاد ،چقدل خوسگل سدی دلدا جونم.

راز عمارت
in jokkade.ir

-الهی قربونت برم تو هم خوشگل شدی.بدو بریم پایین الان خاله نرگسم میاد.
چون از نیومدن پسر شجاع مطمئن بودم این جوری میرفتم پایین.
امروز یه روز خاص بود برای من .به قول عزیز تو این روز مگه میشه شاد نبود .
امروز روز تولدم بود .ولى به هیچ کس نگفته بودم
وبه نرگس هم گفته بودم فقط می خوام دورهم شاد باشیم .
نمی خواستم به خاطر من تو زحمت بیافته وکادو بگیره.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها