سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 44

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 44 ۲۴ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 44

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 44

*******

پارت چهل و چهارم:

دیدم این مهران و نرگس خیلی گرم صحبت بودن
واین نرگس هم همچین خجالتی شده بود که نگو لپاش هم گل انداخته بود تازه!
-اوهوم
به سمتم برگشتن –چی شد خریدین؟
-اره.
پسر شجاع اومد-بریم:
به فروشگاه روبروی پاساژ رفتیم واولش من یه سبد برداشتم و کیانا رو گذاشتم توش ورفتیم سمت اجناس .
به طرف وسایل بهداشتی رفتم وچیزایی مثل شامپو و کرم و صابون و…. برداشتم
تو حین انجام این کارا هم باهم حرف میزدیم وکیانا رو میخندوندم.

راز عمارت
in jokkade.ir

نگاهی به کیانا کردم پفکی باز کرده بود وسرو صورتشو پفکی کرده بود وبا لذت داشت می خورد.
وقتی داشتم صورتش رو تمیز می کردم نرگس ودیدم که دارد به طرفم میاید.
نرگس- یلدا ؟
-هوم؟
نرگس- نمیدونی چیشد که ؟

راز عمارت
in jokkade.ir

-چیشد؟ کجا؟ …اها خونه تهمینه خانم ،راستی صبح داشتی میگفتی ناقص موند بحثمون بگو؟
نرگس- اره … من که صبحی رسیدم خونشون دیدم تهمینه جون ،می خواست اقا مهران رو بفرسته واسه خرید
که اونم مثل این که قبول نمی کرد ولی وقتی تهمینه جون من و فرستاد
زودی قبول کرد که با من بیاد تهمینه جونم همچین نگاش می کرد که نگو…
-این بود؟اون نمی دونی چیشد؟ همچین گفتی فکر کردم چیشده ؟
نرگس –خوب چیکار کنم ،برای من اتفاق خیلی مهمیه.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها