سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 42

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 42 ۲۲ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 42

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 42

*******

پارت چهل و دوم:

نرگس-صد دفعه گفتم توحرفم نپر ..تهمینه جون گفتش که منم با شما بیام خرید.
بعد این حرف باذوق پرید تو بغلم.

-ببخشیدا ولی این که این همه خوشحالی نداره نرگسی.خب اون نمی گفتم
من الان میخواستم بهت زنگ بزنم بیای بریم.
نرگس –اخه این فرق میکنه…

راز عمارت
in jokkade.ir

اومدن پسرا مانع ادامه گفتگومون شد چه تیپی هم زده بودن دختر کش…
ناگفته نماند که پسر شجاع چقدر از دیدن کیانا خوشحال شد
وانگار معجزه سال اتفاق افتاده باشه یهو گفت:
-وای دایی بالاخره تو این موهاتو جمع کردی ما این صورت خوشگلت رو ببینیم فرفری من!!!
و بغلش کرد وکیانا چقدرخوشش اومده بود از قربون صدقه های دایش.
******

راز عمارت
in jokkade.ir

پسر شجاع جلوی یکی از پاساژهای خوب “البته به گفته نرگس چون من که نمی شناسم”نگه داشت .
هر سه پیاده شدیم وپسر شجاع بعد پارک ماشین به جمعمان پیوست.
پسر شجاع-خب اول میرین خرید لباس یا چیزای خوردنی؟؟
مهران- من که لباس دارم.
کیانا – اما من ندالم.
همه خندیدیم وپسر شجاع گفت :خب پس اول لباس بعد فروشگاه.
تو پاساژاول دنبال خرید برای کیانا رفتیم ومنم همین جوری به لباسا نگاه می کردم لباس داشتم
ولی باید دو سه تا هم پوشیدش رو می خریدم. چون دیگه تو اون خونه من وکیانا که تنها نیستیم .!!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها