سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 34

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 34 ۱۴ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 34

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 34

*******

پارت سی و چهارم:

صدای دیگری امد که فکر کنم از ترس می لرزید:
-مهدیار فکر کنم روح اقا بزرگه اومده تقاص چمدونایی که اوردم وازت بگیره …
به سمتشون برگشتم در حالی که از ترس داشتم جون میدادم اما ترسم را بروز ندادم:
-عجب دزدای پرویی هستین شما؟
عوض این که من بگم کی هستین و اینجا چی کار می کنین شما می گین؟

راز عمارت
in jokkade.ir

دومیه -وای نه روح خان جونه!
اولیه معلوم بود به زور جلوی خنده ی خود را می گیرد
من که اصلا از حرفهایش سر در نمی اوردم اما دزد بامزه ای بود لحنش ادم را وادار به لبخند میکرد.
با حرص گفتم-روح خودتی و…
بعد چاقو رو گرفتم سمتشون وادامه دادم:
-زود میگین کی هستین یا منتظر پلیس میشین؟

عجب تهدید هایی میکردما!

راز عمارت
in jokkade.ir

اولی: ما کی هستیم یاتو ؟اصلا تو توخونه من چیکار داری هان؟
باز دومیه جلوی اولی رو گرفت تا به سمتم نیاد:
-نرو مهدیار ببین این روح خان جون هم نیست حوری بهشتیه
خدا فرستاده تا انتقام منو ازت بگیره .ببین چه مجهزم هست.
اول میخواد با این چاقو بکشتت بعد با وردنه ورزت بده تا صاف شی وبعدش تو ماهی تابه سرخت کنه
مثل اون فیلمی که دیدیم …بعد انگار خودشم از حرفای خودش ترسیده باشه وچندشش بشه
صورتشو یه جوری کرد و سرشو به سمت اسمون بلند کرد:
-ببین خدا درسته اذیتم میکنه اما پسر خیلی خوبیه.
میگم ایندفعه از سر تقصیراتش بگذر. باشد که ادم و رستگار شود…!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 459 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها