سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 33

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 33 ۱۳ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 33

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 33

*******

پارت سی و سوم:

زود به سمت اشپز خانه رفتم تا چاقویی چماقی چیزی بردارم.
با یک دستم چاقو را برداشتم و کناره های ملحفه را در جلو گره زدم
تا باز نشود موقع مرگ بی عفت شوم.

به اطراف نگاه کردم تا چیز دیگری نیز بردارم که چشمم به وردنه نونایی افتاد
اما تو قسمت بالایی ظرفا بود و دستم نمی رسید.
به زور خودمو کشیدم بالا و برداشتم
وقتی می خواستم دستمو بیارم پایین یهو دستم خورد به یکی از ظرفا و افتاد .

راز عمارت
in jokkade.ir

صدای شکستنش مثل ناقوس مرگ بود.
با این که اروم بود ،اما میدونستم که حتما شنیدن و احتمال زنده موندنم به ده درصد رسید.
ماهی تابه ای که اونجا بود و زودی برداشتم و دویدم تو حال
تا اول زنگ بزنم پلیس بعد عملیات زد و خورد و شروع کنم .
من عاشق این پلیس بازیام ولی میدونم این دفعه دیگه این پلیس بازیم کار دستم میده

راز عمارت
in jokkade.ir

نرسیده به تلفن با صدای یکی از ان ها ایستادم….

– کی هستی تو ؟ وایسا ببینم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها