سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 29

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 29 ۱۲ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 29

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 29

*******

پارت بیست و نهم:

دستم وکشید و منم نشستم.
مژده خانم-اخه عزیزم کجا ببرمش؟ببرم درد هر دوتاشون زیادتر بشه؟
که بچم بیشتر غصش بگیره ودم نزنه! مگه خودش درداش بسش نیست؟
-ببخشید مژده خانم میدونم دارم فضولی میکنم وبه من اصلا ربطی نداره
ولی من اصلا از حرفاتون چیزی سر در نمیارم که کمکی بهتون بکنم.

راز عمارت
in jokkade.ir

مژده خانم-نه عزیزم این چه حرفیه بالاخره تو هم دیگه از این به بعد جزیی از این خانواده ای
وباید یه چیزایی رو بدونی.راستش ،دخترم سال پیش به خاطر بیماری سرطان مجبور به رفتن به لندن شد
برای درمان تو ایران هم پیش پزشکای خوب ایران هم رفتیم ولی هیچ کدوم نتونستن کاری بکنن
البته چند جلسه شیمی درمانی شد ولی اونقدر پیشرفته بود که برای ادامه درمان مجبور شدیم ببریمش لندن.

الان یک ساله که تحت درمانه و حالش به قدری خوبتر شده که دختر دیگمم همونجا داره درس میخونه
و هم ازش مراقبت میکنه . ماهم میخوایم برای مدتی بریم پیشش چند ماه پیش به اصرار خودش برگشتیم
چون هم برای کیانا خوب نبود هم خوده ملیکا .واسه همین اومدیم وایندفعه دیگه نمی خوایم کیانا رو ببریم
و تو اگه قبول کنی ازش مراقبت کنی، خیلی خوب میشه.
البته پسرم چند روز دیگه برمی گرده، ولی اون یه پسره و نمیتونه درست حسابی از بچم مراقبت کنه
که خودشم کار داره اگه به امید اون بزارمش و برم که ….

راز عمارت
in jokkade.ir

-همسر ملیکا خانم چی؟
بعد این سوال یدفعه ای که نمیدونم چطوری پرسیدم ولی خجالت کشیدم از پروییم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها