سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 26

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 26 ۶ آذر ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 26

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 26

*******

پارت بیست و ششم:

بعد انگار به خودش اومد روشو به سمتم کرد و ادامه داد:
-نمی دونم چرا داشتی به مادرت دروغ می گفتی ولی دروغ خوب نیست .کاری نکن بعدا پشیمون شی.
شرمنده سرمو پایین انداختم. نمی خواستم الان که دارم میرم در مورد من بد فکر کنه
پس لازم دونستم یه چیزایی رو روشن کنم:
-اون مادرواقعی من نیست. به خاطر خودش بهش دروغ گفتم. مشکل قلبی داره،
دکترگفته استرس واسش سمه .اون خیلی در مورد من حساسه
بقول خودش من عروسشم و یادگار دوستش، باید ازم بیشتر مراقبت کنه.

راز عمارت
in jokkade.ir

لبخند تلخی زدم : من اگه الان بهش بگم که دارم پرستاری می کنم ،مطمئنم خیلی دلخور میشه.
الان که فکر میکنه تو یه شرکت کار میکنم اینجوری رفتار کرد چه برسه به این که…..
نه این که پرستاری بد باشه ها نه، اصلا اتفاقا من خیلی هم دوس دارم. منظورم اینجا موندن منه .
اون تو خونه نمی زاره دست به سیاه وسفید بزنم. لطفا منظورم رو بد برداشت نکنین

راز عمارت
in jokkade.ir

مژده خانم- عزیزززم میدونم درکت میکنم.ولی مگه همین مادری که میگی بچه دیگه ای نداره که بهت اینهمه وابستس؟
-بله داره. من شنیدم قدیما که باردار بوده میان تهران برای کاری که واسه پدر پیش اومده بود
و از اون جایی که نمیتونه مادر رو تنها بزاره اون روهم همراهش میاره
که مادر درد زایمانش شروع میشه و میبرنش بیمارستان و بعد عمل هم میگن بچه تو شکم مادر خفه شده
ومادر میگه حتی پسرشو ندادن دستش تا صورتشو ببینه.
واسه همین که بعد فوت مامان و بابا این همه به من وابسته شده
البته دو سال بعد از قیمی من صاحب یه دخترم شدن.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها