سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 107

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 107 ۱۷ بهمن ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 107

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 107

 

*******

پارت صد و هفتم :

فکر کنم شنید چون نگاه ترسناکی کرد و چیزی نگفت.
-چیزه … میگم … حالا کاره چی هست ؟ یعنی چیکار باید بکنم تو شرکتتون؟

راز عمارت
in jokkade.ir

نیشخندی زد و گفت:
-چقدرم هم برات مهم نیست … کارت نیمه وقته، با حساب این که دانشجوی ترم یکی هم هستی ..
پس چیز زیادی بلد نیستی ! ..منم بهتر دیدم چون منشی نداشتم از وقتی اومدم ،تو رو انتخاب کنم.
البته برای مدتی تا ببینم کارت چطوره … نظرت چیه؟

راز عمارت
in jokkade.ir

-جوری میگه انتخاب کنم که انگار پادشاه ،می خواد ملکه انتخاب کنه برای قصرش!
پسر شجاع – چیزی گفتی؟
-هان؟ نه …
فهمیدم دوباره بلند فکر کرده ام …ادامه دادم: از کی باید بیام؟
پسر شجاع- فردا.
دیگه تا برسیم چیزی نگفتم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها