سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 106

دوستیابی

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 106 ۱۷ بهمن ۱۳۹۷

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 106

رمان عاشقانه راز عمارت

رمان عاشقانه راز عمارت پارت 106

 

*******

پارت صد و ششم :

خیلی خودم رو نگه داشتم که چیزی نگم اما این کنجکاوی بیشتر از این اجازه نداد.
سعی می کردم که بهش نگاه نکنم گفتم:
-چیزه ..برام مهم نیستا …اما اگه می خوای بگی بگو ،گوش می کنم!

راز عمارت
in jokkade.ir

دیدم چیزی نمی گه برگشتم سمتش دیدم داره می خنده ، وقتی نگاهم و دید جدی شد و گفت :
-باشه دختر پررو. درسته اونجا بهم گفتی بی احساس چوب خشک .اما میگم،
می خواستم پیشنهاد بدم تو شرکت بابا کار کنی!… رشتت که معماریه نه؟

راز عمارت
in jokkade.ir

-اره … واقعا میگی یا شوخی میکنی؟
چشم غره ای رفت و گفت: به من می خوره شوخی بکنم ؟
زیر لب گفتم- راست می گی ،گفتم که بی احساس چوب خشکی !

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها