سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 98

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 98 ۱۷ بهمن ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 98

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 98

****

پارت نود و هشتم :

با ترس به صندلی خیره شدم. اصلا دلم نمی خواست روش بشینم.
موهای چربمو مرتب کردم و گفتم
-من: ب…بزار تا یه خورده آماده گی پیدا کنم!
همه ش بهانه بود. می خواستم به یه نحوی جیم بشم. اما لامصبا محاصرم کرده بودن.
زیرچشمی و ریز ریز به هردوشون نگاه می کردم. آخه چرا من؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

نفس عمیقی کشیدم و گفتم
-من: الان میشینم.
توی عمرم تا حالا این قدر اضطراب نداشتم. اگه خودمو جلوشون خیس کنم آبروم میره.

جهش در زمان
in jokkade.ir

روی صندلی ساکن شدم و به مرکا گفتم
-من: خب باید چیکار کنم؟
ابروهاش مچاله شد. دستشو لبه ی در گذاشت و گفت
-مرکا: نگاش کن. فک می کردم برگ برنده ی بشریته…

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها