سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 96

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 96 ۱۶ بهمن ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 96

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 96

****

پارت نود و ششم :

لبخندی که روی لبام خودنمایی می کرد، فقط ظاهری بود.
باطنم داشت از ترس پر پر می شد.
-من: بریم دیگه. خب آماده این؟

انتظار داشتم مثل فیلما همه با اخم کمرنگی بگن آره ولی مرکا خیلی ضدحال زد و گفت
-مرکا: نه صب کن. باید لوازمایی رو با خودمون بیاریم. ممکنه بهشون نیاز داشته باشیم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

با این حرفش کاملا موافق بودم. یه انبردست توی کیفم گذاشتم.
مرکا هم چند تا وسیله ی کوچیک اما ناشناخته توی کیفش گذاشت.

به نسترن که توی عالم هپروت بود نگاه کردم.
-من: تو چیزی با خودت نمیاری؟
نفس عمیقی کشید و با چشمای بسته گفت
-نسترن: وسایل لازمو با خودم آوردم. تو فقط نگران این باش که خودتو خیس نکنی!
رگای اعصابم پف کرد. می خواستم با مشت آتشین بخوابونم توی چونش ولی حسش نبود.

جهش در زمان
in jokkade.ir

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها