سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 62

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 62 ۲۹ دی ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 62

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 62

*******

پارت شصت و دوم :

نسترن نگاهی بهم انداخت و گفت
-نسترن: کجا میری؟
با اعتماد به نفس گفتم
-من: لطفا مکان اون مرداب رو به ما بگید. عجله داریم!
نمی دونم رفتن به اونجا کار درستیه یا نه، اما چاره ای نیست.

جهش در زمان
in jokkade.ir

دیوید سرشو به نشونه ی تایید حرفم تکون داد و گفت
-دیوید: باشه. با مرکا اومدین. درسته؟ اون می دونه کجاس!
-من: آخه مرکا دیگه رفته. فک نکنم بیاد.
خندید و گفت
-دیوید: بهش می گم. امکانات خیلی زیاده.

راستش من عاشق مرکا شدم. خیلی دوس دارم دوباره ببینمش.
از چهره ی زیبا و بدون تغییرش خوشم میاد!
اما چطوری خبرش می کنه؟ با موبایل؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

از روی صندلی بلند شد و به سمت اتاق رفت.
ما منتظر موندیم. بعد از چند دقیقه با لبخند رضایتی برگشت و گفت
-دیوید: پشت دره!
به در خیره شدم. نصفی از چهره ی زیبای مرکا پشت در معلوم بود.
با دیدنش خوشحال شدم و بدون توقف به سمت در حرکت کردم
-نسترن: سارا!

در رو باز کردم. با لبخند نرمی رو به رو شدم.
-من: مرکا! از دیدنت خیلی خوشحالم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها