سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 61

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 61 ۲۲ دی ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 61

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 61

*******

پارت شصت و یکم :

سر جام میخکوب شدم.آب دهنم که عین سنگ شده بود رو به زور قورت دادم.
-نسترن: تو زمان گذشته؟
-دیوید: آره.
این کتاب توی زمان گذشته چیکار میکنه؟ ما نمی تونیم بریم اونجا!
-من: خب ما نمی تونیم بریم گذشته! می تونیم؟
اصلا اون کتاب گذشته چیکار می کنه؟
دست راستشو روی میز گذاشت.

جهش در زمان
in jokkade.ir

-دیوید: برای اینکه دست مهاجمان به کتاب نخوره،
پسرمو همراه با اون کتاب به گذشته فرستادم.
تنها یک راه برای رفتن به گذشته هست.
روی حرفاش متمرکز شدم.
-دیوید: باید با پنج تا روح که توی یه مرداب خیلی قدیمی هستن، ارتباط برقرار کنین.
چی داره میگه؟راستش من اصلا اعتقادی به روح و ارواح ندارم.
هیچ کدوم از حرفای اینا تو کتم نمی ره! پنج تا روح؟
نمی دونم داره حقیقت و می گه یا نه؟

دور لبم و با آب دهنم خیس کردم.
نگاهمو به سمت راستم دادم و با بیحالی گفتم

جهش در زمان
in jokkade.ir

-من: پنج تا روح؟زچه دنیای عجیبیه اینجا!
نسترن سرشو محکم به لبه ی صندلی زد. بهش نگاه کردم.
تا اسم روح اومد عین جنازه شد! خوب منم یه خورده به این حرفا شک دارم.
اولش گفتن توی این شهر پنج تا جادوگر هست.
فک کردم دارن دروغ می گن اما واقعی بود. پس حتما اینم یه حقه نیست!
از روی صندلی پا شدم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 533 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها