سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 58

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 58 ۱۹ دی ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 58

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 58

*******

پارت پنجاه و هشتم :

دﯾﻮﯾﺪ از روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ. ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﺸﯿﺪ و ﮔﻔﺖ
-دﯾﻮﯾﺪ : دﻧﺒﺎﻟﻢ ﺑﯿﺎﯾﻦ!

ﺑﺪون ﻟﺤﻈﻪ ای ﺗﻮﻓﻒ از روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﯾﻢ
و ﭘﺸﺖ ﺳﺮش راه اﻓﺘﺎدﯾﻢ. ﯾﻌﻨﯽ داره ﻣﺎ رو ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺒﺮه؟
ﯾﺎد وﻗﺘﯽ اﻓﺘﺎدم که میلار بهمون گفت, دﻧﺒﺎﻟﺶ ﺑﺮﯾﻢ!

ﺑﻌﺪ از ﻋﺒﻮر از آﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ وارد اﺗﺎﻗﮏ ﮐﻮﭼﯿﮑﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﮔﺎوﺻﻨﺪوق ﮐﻮﭼﯿﮏ و ﯾﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﻢ ﮐﻨﺎرش ﺑﻮد.

جهش در زمان
in jokkade.ir

ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ و ﺑﻪ ﻧﺴﺘﺮن ﮔﻔﺘﻢ
-ﻣﻦ :اﯾﻨﺠﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

-ﻧﺴﺘﺮن : ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ.

دیوید ﺳﺮﻓﻪ ی ﺷﺪﯾﺪی زد و ﮔﻔﺖ
-دﯾﻮﯾﺪ :ﻣﯽ ﺧﻮام ﯾﻪ ﭼﯿﺰی رو ﺑﻬﺘﻮن ﻧﺸﻮن ﺑﺪم!

ﮐﻠﯿﺪی از ﺗﻮی ﺟﯿﺐ ﺷﻠﻮار ﺧﺎﮐﺴﺘﺮی رﻧﮕﺶ ﺑﯿﺮون آورد.
ﻟﻨﮓ ﻟﻨﮕﺎن ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮔﺎوﺻﻨﺪوق ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮد.
از ﻓﻀﻮﻟﯽ داﺷﺘﻢ ﻣﯽ ﺗﺮﮐﯿﺪم. دﺳﺘﺎش ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﻟﺮزﯾﺪ.

جهش در زمان
in jokkade.ir

در ﮔﺎوﺻﻨﺪوق رو ﺑﺎز ﮐﺮد و ﮐﺎرﺗﻨﯽ از ﺗﻮش ﺑﯿﺮون آورد.
ﺧﯿﺮه ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪ ی ﻣﻘﻮاﯾﯽ ﺑﻮدﯾﻢ.
وﻗﺘﯽ درﺷﻮ ﺑﺎز ﮐﺮد اﺷﻌﻪ ی ﻗﻮی از ﻧﻮر ﻣﺤﯿﻂ اﺗﺎق رو در ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺖ.

-ﻧﺴﺘﺮن :آخ!ﮐﻮر ﺷﺪم!

دﺳﺘﻤﻮ ﺟﻠﻮی ﭼﺸﻤﺎم ﮔﺮﻓﺘﻢ.
ﺻﺪای دﯾﻮﯾﺪ رو ﺷﻨﯿﺪم ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ رﯾﻠﮑﺲ و آﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺖ
-دﯾﻮﯾﺪ :ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎه ﮐﻨﯿﺪ. ﭼﺸﻤﺎﺗﻮن آﺳﯿﺐ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻪ!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 549 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها