سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 51

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 51 ۸ دی ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 51

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 51

*******

پارت پنجاه و یکم :

صدای جیغ آزاردهنده نسترن بلند شد.
-نسترن: آخ! چه غلطی می کنی؟
خندم گرفته بود. واقعا نمی تونستم جلوشو بگیرم.
با صدای بلندی زدم زیر خنده. نسترن با اخم عمیقی گفت
-نسترن: زهرمار! نخند.
خندمو قورت دادم و گفتم
-من: خیلی باحا_
مرکا پرید وسط حرفم و با صدایی پر از شک و تردید گفت
-مرکا: ساکت!

جهش در زمان
in jokkade.ir

نگاهامون به سمت مرکا رفت. به پشت سر من خیره شد و گفت
-مرکا: صدای پا میاد!
تا اینو شنیدم عین مار خزیدم سمت نسترن.
اگه حیوون درنده ای باشه چی؟ اون وقت هممون رو توی یه لقمه می بلعه!
کاش به حرفای مرکا گوش می دادیم و توی این جهنم دره نمی ایستادیم!
لرزش درختا زیاد شد. خیلی ترسیدم. مرکا با صدای آرومی گفت
-مرکا: خیلی آروم از جاتون بلند شین!

جهش در زمان
in jokkade.ir

عین کوالا از روی زمین بلند شدیم.
نسترن بازومو گرفت و گفت
-نسترن: آروم!
می خواستم بگم از این آروم تر؟
قدمی جلو گذاشتم که یهو صدای غرش شیر از پشت سرم بلند شد.
پاهام که داشت از ترس می لرزید، بی اختیار شروع به دویدن کرد.
نسترن جیغ زد و گفت
-نسترن: بدویین!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها