سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 43

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 43 ۲۶ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 43

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 43

*******

پارت چهل و سوم :

راوی:
در چشمان آرش،خشونت دیده می شد اما این خشم بر سارا تاثیر گذار نبود.
نسترن که بیهوش و بیحال بر گوشه ای از این اتاقک تنگ و تاریک افتاده بود،به هوش آمد.
سرش را بلند کرد که ناگهان با صحنه ی خشونت آمیزی مواجه شد.
سارا با دهانی پر از خون به چشمان پر از اشک نسترن،خیره شد.
دهانش را باز کردم که خون از لبه ی دهانش جاری شد!

نسترن با ناتوانی دستش را بالا برد و کلمه ی سارا را به زبان آورد
اما این قدر ناتوان و بی حال بود که دوباره بیهوش شد.

جهش در زمان
in jokkade.ir

آرش بار دیگر از سارا پرسید که خانه ی دیوید آناجس کجاست اما باز هم جوابی نشنید.
با کتک زدن این دو دوست هیچ چیز نصیبش نمی شد.
زیرا آنان همچون سرباز هایی قسم خورده بودند.
قدمی عقب تر رفت که ناگهان دیوار پشت سرش متلاشی شد و خاک همه جا را در بر گرفت.

سارا چشمانش را باز کرد که ناگهان در میان این گرد و غبار،
جثه ی طلایی و موهایی سفید و پریشان را دید.

جهش در زمان
in jokkade.ir

حیرت زده شد.کمی جلوتر آمد. دختری با چهره ای زیبا و موهایی سپید، در مقابل آرش ایستاد.
چشمان آرش،خشمگین شد. فریاد زد و به سمتش حمله برد
که ناگهان شمشیری به درون قلبش فرو رفت. خون در هوا پخش شد.
سارا با دیدن این صحنه به شدت ترسید. جسم بی روح و مرده ی آرش بر زمین افتاد.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها