سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 42

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 42 ۲۶ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 42

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 42

*******

پارت چهل و دوم :

درد شدیدی توی سرم پیچیده بود.چشمامو با بدختی باز کردم.
همه جا تاریک بود.با بیحالی و ناتوانی تکونی به خودم دادم اما چیزی مانعم می شد.
می خواستم دستامو تکون بدم اما بازم نتونستم.به دستام نگاه کردم!
چی؟دستام با یه طناب ضخیم بسته شده بود و دهنمم با یک پارچه!.
جیغ خفه و کوتاهی کشیدم.همون لحظه یادم افتاد که چند نفر بهمون حمله ور شدن.
نمی دونم چند نفر بودن.لعنتی!چرا؟نسترن کجاس؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

سرمو بالا گرفتم و به اطرافم نگاه کردم.فضا به قدری تاریک بود که پاهای خودمم به زور می دیدم.
سه بار پامو محکم رو زمین کوبیدم.

صدای باز شدن در اومد.تاریکی اتاق، کم رنگ تر شد.
سایه ی هیکلی و درشت اندامی بهم نزدیک شد.سرمو بالا گرفتم.
مردی با قامت بلند به من نزدیک شد.زنجیر کلفت و ضخیمی دست گرفته بود.
سیگارشو از لبش جدا کرد و گفت
-تو سارایی؟؟؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

نفسم تنگ شد.این شانپانزه اسم منو از کجا می دونه؟
نکنه می خواد راجب دیوید آناجس ازم بپرسه؟یعنی باید جوابشو بدم؟
قدمی جلوتر اومد و پارچه ی دور دهنم رو پایین کشید.نفس عمیقی کشیدم.
-؟؟؟: جواب بده؟

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 533 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها