سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 39

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 39 ۲۴ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 39

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 38

*******

پارت سی و نهم :

تنها چاره ای که داشتیم این بود که دوباره بریم داخل و از میلار بپرسیم.به نسترن گفتم
-من: من میرم ازش بپرسم.الان میام.
-نسترن: باشه.
از پله ها بالا رفتم.در زدم و با صدای بلند گفتم
-من: خانوم میلار!میشه در و باز کنید.یه کاری باهاتون داشتیم!
از پشت در صدا اومد و گفت
-میلار: بیشتر از یک بار اجازه ی ورود به این خونه رو ندارین!

جهش در زمان
in jokkade.ir

چی؟ این دیگه چرا همچین می کنه؟
سه بار دیگه در زدم که این بار با صدای بلندی گفت
-میلار: شما اجازه ی ورود به این خانه رو ندارین!بهتره هرچه زود تر از اینجا برید.
داخل این خونه پر از ورد جادوگرانه ست که روی شما امکان داره تاثیر بدی بزاره!
نسترن که پشت سرم ایستاده بود و منو تماشا می کرد،گفت
-نسترن: فایده ای نداره!خودمون باید پیداش کنیم!

جهش در زمان
in jokkade.ir

برگشتم و با اخم گفتم
-من: ما خودمون ردیاب که نیستیم! اصلا خدا این دیوید و لعنت کنه!
دستشو جلوی دهنش گذاشت و با صدای آروم و خفه گفت
-نسترن: آروم!هی!
تازه یادم افتاد که چه دست گلی به آب دادم.شانس آوردیم کسی داخل کوچه نبود!
سعی کردم آرامش خودمو به دست بیارم.نفس عمیقی کشیدم و گفتم
-من: خانوم میلار.مطمئن باش بدون کمک تو این کار و انجام می دیم.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 533 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها