سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 35

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 35 ۲۱ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 35

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 35

*******

پارت سی و پنجم :

پیرزن ادامه داد
-من میلارم.از دیدنتون خیلی خوشحالم!
نگاهی به من انداخت و گفت
-میلار: تو باید سارا باشی و تو هم نسترن!درسته؟
زبانم بند آمده بود.دیگه پتانسیل دیدن چیزای عجیب و نداشتم.
اصلا باورم نمیشه!از کوره در رفتم و گفتم
-من: تو اینا رو از کجا می دونی؟
-نسترن: راس می گه!تو از کجا می دونی؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

مکث کوتاهی کرد و گفت
-میلار: می دونم چون من یه جادوگرم!
رنگ هر دومون پرید.نزدیک بود نفس تنگی بگیرم.جادوگر اصلا مگه وجود داره؟
اینا همشون افسانن!احتمالا از یه جای دیگه ما رو میشناخته.نه بابا!
-نسترن: چی؟جادوگر؟الان اصلا وقت شوخی نیست! پس_
حرفشو قطع کردم و گفتم
-من: پس با این وجود که تو جادوگری،می دونی که مشکل ما چیه؟
حتما می دونی که ما گم شدیم!درسته؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

سرشو به نشونه ی تایید تکون داد و گفت
-میلار: درسته!و من دقیقا می خوام اینو بهتون بفهمونم!
هردو مون ساکت شدیم.لبخندی زد و گفت
-میلار: پس خیلی مشتاقین بشنوین!
حتما می خواین بدونین این چیزای عجیب که توی شهر هست چیه!درسته؟
-نسترن: بله!
ادامه داد
-میلار: بزار بدون مقدمه بگم شما از گذشته اومدین!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها