سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 26

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 26 ۱۳ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 26

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 26

*******

پارت بیست و ششم :

برش داشتم.
من: الو.سلام عمه جون خوبی؟
-عمه مریم: سلام سارا.ممنون.مامان و سارینا خوبن!
یعنی باید قضیه رو بهش می گفتم؟آره.شاید اون بدونه کجان!
-من: راستش دو روزه رفتن بازار و هنوزم برنگشتن!
مگه بازار رفتن این قدر طول می کشه.تو نمی دونی کجان؟

جهش در زمان
in jokkade.ir

صداش ناراحت شد و با صدای کز و غمگینی گفت
-عمه مریم: نه به خدا.سامان منم نیست.
-من: چی؟سامان چرا؟

سامان پسر عمه ی منه.یه بار اومد خواستگاریم ولی بهش جواب رد دادم.
-عمه مریم: نمی دونم.بهروز رفته دنبالش ولی اونم برنگشته!
خواستم زنگ بزنم ببینم تو خبری نداری.ببخشید.

جهش در زمان
in jokkade.ir

-من: عیبی نداره.اگه خبری ازشون شد باهام تماس بگیرین.فعلا خداحافظ.
-عمه مریم: باشه!خداحافظ.
گوشیو قطع کردم.توی خیالاتم سپری می کردم که صدای نسترن بلند شد.
-نسترن: چی شده؟
برگشتم و گفتم
-من: راستش پسر عمه و شوهر عمم هم ناپدید شدن!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

1 دیدگاه ارسال شده
  • نویسنده ی رمان گفت:

    سلام دوستان خوبم. اگه راجب رمانم نظری دارین، اون رو اینجا درج کنین.
    خوشحال می شم نظراتتون رو بشنوم.

  • به نکات زیر توجه کنید

    • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
    • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.
    
    برچسب ها