سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 21

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 21 ۱۲ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 21

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 21

*******

پارت بیست و یکم :

سریع سرمو از پنجره جدا کردم.نسترن که سرش روی شونه ی من بدبخت بود گفت
-نسترن: چی شد؟چته مرگته!
-من: هیچی بابا.توی چرا کتف منو کردی بالش خصوصی خودت!
جوابی نشنیدم.بیخیالش شدم و بازم چشمامو بستم.
از سگ و گربه خیلی می ترسم.به خصوص از سگای شکاری و گربه های سیاه.
سعی کردم ذهن خودمو در گیر اتفاقای خوب بکنم که خوشبختانه جواب داد.

جهش در زمان
in jokkade.ir

سه روز بعد…
-من: اگه خونه نباشن چی؟
نسترن کلید خونشونو در آورد و گفت
-نسترن: کلید نداری؟
زیپ کیفمو باز کردم و یه نگاهی به داخلش انداختم.خوشبختانه یه کلید همراهم بود.
-من: یکی همراهمه.

جهش در زمان
in jokkade.ir

سه روزی که توی راه رسیدن به خونه بودیم خیلی دیر گذشت و فک کنم به خاطر سختی زیادش بود.
می خواستیم خونواده هامون رو غافلگیر کنیم.به خاطر همین بهشون نگفتیم که داریم برمی گردیم.

سر کوچه ی خونمون ایستادم.
-من: بیا خونه ی ما!
-نسترن: نه ممنونم.تعارف ندارم.باید غافلگیرشون کنم.
خندیدم و گفتم:
-من: باشه خب خداحافظ!
-نسترن:بای بای.

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها